X
تبلیغات
نهج البلاغة بهترین کتاب برای نجات بشر - اصول تغذیه و طب سنتی و اسلامی
تاريخ : شنبه هفدهم مهر 1389 | 21:46 | نویسنده :

 تأمّلي در مباني

                  طب اسلامي (سنّتي)

                                             و  طب مدرن(غربي)

 

 

امام خمینی رحمةالله علیه : « سابق این طور بوده است که کتب طبی شرق در اروپا رفته است، اروپا را طبیب کرده وآن طبیب های بزرگ را درست کرده. کتب شرق بوده است،کتاب شیخ الرئیس بوده،کتب رازی بوده است، و اینها کار کردند. حالا چه شده است که ما حالا بعد از اینکه تمدن از شرق طرف غرب رفته است، شرق تمدن را صادر کرده به غرب، حالا ما به واسطه یک کارهای ناشایسته ای باید عقب افتاده باشیم و دستمان را طرف غرب دراز کنیم، باید شرق سرپای خودش بایستد و خودش رابیابد.»

دیدگاههای فرهنگی امام خمینی رحمةالله علیه ـ کبری اسدی مقدم

 

مقدمه:

مطالعات و پژوهشهاى تاریخی بیانگر این نکته است که صدها سال قبل اطبای مسلمانی چون ابن سینا، زکریای رازی و…با الهام گرفتن  ازسخنان گهربار معصومین علیهم السلام و مبنا قراردادن آنها[1] و همچنین با تكیه بر تجربیات شخصی و اطبای دیگر، مکتبی را در پزشکی بارور کردند که امروزه ـ‌علیرغم تمام نامهربانیها و سنگ اندازیهای یک قرن اخیر‌ـ درعمده بیماریهای قدیم و جدیدی که پزشکی مدرن از انجام آنها عاجز است، کار‌گشا و درمانگر است. در نوشتار پیش روی سعی بر این است تا اصول کلی درمان در طب اسلامی‌ـ‌سنتی و برتری آن نسبت به روش های درمانی طب مدرن با بیانی ساده و خالی از اصطلاحات تخصصی پزشکی بصورت بسیار خلاصه و اجمالی، مطابق اسلوب تحلیلی طب اسلامی‌ـ‌سنتی در هفت بخش و دو ضمیمه ارائه گردد. خوانندگان محترم در صورت تمایل به تحقیق و بررسی بیشتر حول برخی از مباحث طبی مطروحه در این جزوه می‌توانند به کتب و مقالات منتشره در این باره به خصوص مقالات تحقيقی، عالمانه و منحصر به فرد مرحوم سيد عبدالله خليلی مراجعه فرمایند. گلچینی ازاین مقالات به همراه سخنرانی دکتر حسین روازاده، در قالب لوح فشرده در دسترس علاقمندان می‌باشد. همچنین در رابطه با برخی از مباحث غیر طبی جزوه، مطالعه کتابهای «توسعه و مبانی تمدن غرب» نوشته سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی و«اسلام و تجدد» نوشته آقای مهدی نصیری پیشنهاد می‌گردد.

 پیشاپیش از خواننده محترم  تقاضامند است کاستیها و قصورات ناخواسته این مجموعه را به دیده اغماض نگریسته، عفو فرمايند.


 

 

بخش اول: فرایند درمان در طب اسلامی ـ سنتی

 

   از دیدگاه طب اسلامی‌ـ سنتی، تعادل اخلاط چهارگانه موجود در خون (سودا،صفرا،بلغم وخون)[2] عهده دار تأمین بخش عمده ای از تندرستی و سلامت و به هم خوردن تعادل یک یا چند خلط از اخلاط فوق، عامل ایجاد طیف گسترده‌ای از بیماریها می‌باشد. اساس فرایند درمانی طب سنتی نیز در وهله اول بازگرداندن طغیان اخلاط به حالت تعادل از راه اصلاح خون است که بخش اعظم آن فقط و فقط با «اصلاح تغذیه»[3] میسر می‌باشد، چرا که اجزاء متشکلۀ خون یعنی اخلاط چهارگانه از مواد غذائی وارد شده به معده تولید می‌گردد. ناگفته نماند چون در چرخه تولید خون صالح و سالم، سه عضو «کبد، قلب، مغز» و معده نقش اساسی و حیاتی ایفا می‌نمایند[4]حفظ سلامتی این اعضاء در طب اسلامی‌ـ‌سنتی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بعد از این مرحله، اصلاح سردی با گرمی و بالعکس و اصلاح خشکی با تَری و بالعکس، همچنین دفع مضرات مواد غذایی بوسیله مُصلحات آنها در درجه دوم اهمیت قرارمی‌گیرند.[5] درصورتیکه پس ازطی مراحل فوق، بیماری پابرجا باشد نوبت به تجویز دارو[6]
می‌رسد که طبیب متبحّر برحسب مزاج و طبع افراد از داروهای گیاهی، ترکیبی و دیگر روشها، جهت ریشه‌کنی آن بهره می‌گیرد. جراحی نیز درصورت ضرورت در آخرین مراحل روند درمان توسط طبیب اعمال می‌شود.

 

 

 

بخش دوم: مزایای طب اسلامی ـ سنتی

 

   مهمترین مزیت و افتخار طب اسلامی‌ـ‌‌سنتی، پی ریزی اصول و مبانی بنیادی آن بر پایه فرمایشات گهربار اهل بیت عصمت و طهارت سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین در زمینه طب می‌باشد که بواسطه علم الهی و خطاناپذیر خویش از احاطه ای تامّّ و تمام بر حقیقت ابعاد روحانی و جسمانی انسان برخوردار بودند، فلذا طب اسلامی‌ـ‌سنتی به برکت اتکاء بر این موهبت بی نظیر، پس از گذشت حدود چهارده قرن همچنان پیشرو، بدیع و پویاست. (حال آنکه اساس طب مدرن چنانچه خواهد آمد بر پایه علم و اندیشه ناقص و پر‌خطای بشری یعنی علم منقطع از وحی بنا‌گشته‌است.) در سایه هدایتهای فوق بشری مهمترین مزیت دیگر این مکتب طبی، ریشه کنی و درمان کامل بیماری به جای سرکوب علائم ظاهری بیماری است. عدم وجود عوارض جانبی وبعضاً ناچیز در داروهای تجویز شده به علت منشأ طبیعی وسازگاری با طبیعت بدن، تشخیص دقیق بیماری بدون نیاز به تجهیزات پیچیده و گران قیمت،[7] هزینه ناچیز نسبت به هزینه‌های هنگفت درمان بیماری درطب رایج را می‌توان به عنوان مزایای دیگر این مشرب طبی فهرست کرد.

 در این مجال، برای روشن شدن مزایای توصیه‌های عمومی و درمانی طب سنتی، از باب مشت نمونه خروار به تشریح فواید یک توصیه دینی‌ـ‌طبی و تبیین کلی نحوه درمان یک بیماری نسبتاً فراگیر، در طب اسلامی‌ـ‌سنتی و طب مدرن، اکتفا می‌گردد.

 

الف: ترک وعده غذائی ناهار

   یکی از توصیه‌های مشترک دینی و طبی، ترک وعده غذائی ناهار است[8] که گوشه ای از فوائد حکیمانه و نحوه اجرای آن به شرح ذیل است :

 قبل از ورود به اصل موضوع متذکر می‌گردد که پیش نیاز اجرای موفق توصیه فوق الذکر دو شرط مهم است که در صورت عدم رعایت، عمل به این توصیه، فایده چندانی نخواهد داشت0

   شرط اساسی حذف وعده ناهار، صرف صبحانه ای مقوی[9] در ابتدای روز (حدود 2 ساعت بعد از طلوع آفتاب) به منظور ذخیره انرژی کافی تا وعده غذایی شام، وشرط مٌکمّل، صرف شام هنگام غروب آفتاب[10] (ساعات اولیه شب) می باشد. رعایت شرط اول باعث بی‌میلی فرد به غذا در میانه روز و میلِ به صرفِ غذا در هنگام غروب آفتاب است. با اجرای شرط مکمل، یعنی صرف شام در ساعات اولیه شب، اعضای اصلی دخیل در هضم (مغز و سلسله عصبی،کبد، قلب و معده ) برای هضم غذا وارد عمل می شوند وظرف حدود 3 ساعت یعنی تا اواسط شب و پیش از ساعت خواب غذا را هضم کرده، پس از انجام وظیفه به استراحت و تجدید قوا می‌پردازند.

 درطرف مقابل، شخصی که عادت به صبحانه نداشته یا صبحانه کم قوّت میل می کند طبعاً به هنگام ظهر برای تأمین نیروی فعالیت روزانه نیازمند غذای مفصلی میگرددکه با صرف آن معمولاً تا اواسط شب اشتهائی به میل غذا نخواهد داشت. این امر باضافه شرایط خاص اجتماعی از قبیل ساعات کاری و تحصیلی اعضای خانواده، همچنین اهمیت زیاد وعده غذایی شام از نظر کمّی وکیفی نزد غالب خانواده های ایرانی باعث می شود شام اواسط شب به بعد[11] میل گردد که سنگینی معده به همراه خستگی ناشی از فعالیت های روز مره وعوامل دیگر دست به دست هم داده، اندک زمانی بعد خواب را میهمان چشم ها می گردانند.

   با افت شدید هوشیاری مغز لحظاتی پس از خواب و در پی آن کاهش کمیّت وکیفیّت فعالیت دیگرْ عضوهای مسؤول هضم غذا، امکان فرماندهی و مدیریت مطلوب مراحل چندگانه هضم از مغز سلب می شود. بی تحرکی هنگام خواب نیز مزید بر این نقیصه شده و هضم مواد غذائی درون معده بصورت ناقص انجام می شود و نتیجتاً در دراز مدت فرد را مستعد انواع بیماریهای گوارشی از قبیل یبوست، سرطان معده و روده می گرداند. حلقه لطمه بر دستگاه گوارش وقتی تکمیل میگردد که فردی با این عادت غلط بخواهد در اثنای استراحت شبانه با آمیزش جنسی حجم قابل توجهی از نیروی خود را مستهلک نماید.

    شایان ذکر است که این عادت غلط یعنی صرف دیر وقت شام به همراه عادات اشتباه دیگر نظیر نجویدن کامل طعام[12]، مصرف بیش از اندازه مواد غذائی دارای طبع سرد[13]، علاقه به میل چای وغذای داغ، نوشیدن مایعات بین غذا، صرف چای بعد از غذا، مصرف نوشابه های گازدار باعث شده که ـ طبق اعلام مراجع رسمی کشور ـ 80 % مر گ های ناشی از انواع سرطان در ایران، مرگ بر اثر سرطان معده باشد.

 

ب: درمان اختلالات جنسی در طب سنتی و طب رایج

   مدخل : بر اساس آموزه های طب اسلامی ـ سنتی، غالب شدن سردی در بدن که در طغیان خلط بلغم به اوج خود می رسد سبب ایجاد یا تشدید دسته ای ار بیماریها در اعضای دارای مزاج سرد بدن از قبیل مغز، معده و استخوانها می‌گردد و در نتیجه فرد بلغمی (سردمزاج) در مغز به بیماریهائی نظیر صرع، فراموشی، کند ذهنی، تشنّج و بحرانهای عصبی. در معده به بیماریهائی نظیر نفخ، ورم شدید و یبوست. دراستخوانها به بیماریهائی نظیر روماتیسم، درد مفاصل و ضعف مغزِ استخوان مبتلا میگردد که مجموع بیماریهای ذکر شده باعث بروز مشکلاتی ازجمله بی میلی و اختلال جنسی می شود.

 

درمان اختلالات جنسی در طب سنتی :
طبیب مجرب با حذف عوامل سردی بخش از طریق اصلا ح تغذیه وخون و در صورت نیاز تجویز داروهائی با منشأ طبیعی به درمان عارضه می پردازد.

درمان اختلالات جنسی در طب مدرن :  از آنجا که در طب مدرن، اغلب اختلالات جنسی درمان قطعی ندارند و از طرفی داروهای موجود نیز در عمل فاقد تأثیرند، به عنوان نمونه  در یك نوع از اختلالات شایع جنسی(انزال زودرس) یك توصیه و  راه سهل الوصول، استفاده از مواد بی حس کننده می باشد. بدین ترتیب که زوج با استفاده از آنها مدت زمان طبیعی آمیزش جنسی را گاه تا یک ساعت به تاخیر می اندازد که همین امر اثرات بسیار مخربی بر شبکه عصبی، قلب، مغز و… وارد می آورد.

 تداوم به کارگیری روش فوق به دلیل احساس بالای رضایت جنسی زوجین، ارزانی و نیز دستیابی واستفاده آسان ؛ باعث بروز بحرانهای عصبی، ناراحتی های قلبی وگوارشی، لرزش اندام، اضطراب، افسردگی وغیره در زوجین و علی الخصوص زوج خواهد شد.

 

بخش سوم: برخی از انحرافات مبنائی طب غربی

 

  ـ ابتناء طب غربی بر شالوده نظریه های نادرست : یکی از فیلسوفان دوران رنسانس که آراء و نظرات او نقش به سزایی در تکوین و گسترش تمدن مدرن داشت، دکارت بود که دید جزء نگر و مکانیکی او به سرعت اغلب حوزه های علوم انسانی، تجربی، فیزیک و من جمله پزشکی را درنوردید و پزشکان آن عصر، باالهام از دیدگاه های او انسان را کالبد متشکل از اجزاء ‌و قطعات مکانیکی و محروم از مدیریت عالی روح و نفس تعریف کردند.( همانگونه که داروین با تنزّل شأن الهی انسان تا حد یک حیوان، صراحتاّ منشأ اولیه خلقت آدمی را درحیوانی بنام «میمون» دانست.) این تعریف وتلقی ماشینی و فاقد روح الهی از انسان، نطفه انحراف عظیمی را در طب منعقد کرد که منجر به تولد طب مدرن موسوم به«طب مولکولی» و حذف مکتب طبی بو علی سینا از صحنه شد. از نتایج مخربِ تعریف حیوانی از حقیقت وجودی انسان، یکی هم شبیه انگاری و جایگزینی ساختمان و ویژگیهای بدنی حیواناتی نظیر میمون، موش، خوک و خرگوش بجای ساختمان بدنی انسان در حوزه درمان و دارو سازی بود که به نوبه خود سهم بسزایی در انحراف طب ایفا نمود.

 بعد از این تاریخ بود که به مرور مجامع پزشکی با مدد گرفتن از تجهیزاتی همچون میکروسکوپ در پی یافتن عامل بیماریها قدم به دنیای سلولها و مولکولها نهادند که نتیجه آن تجویز دارو، برای سلولها و مولکولهای مختلف بدن صرف نظر از کُلیّتِ بدن، شاخه شاخه شدن و تخصصی شدن بیش از حد و افراطی طب شد[14].

گفتنی است همان زمان دانشمند و متفکر متأْلّهی چون نیوتن نسبت به ورود نظریات و تفکرات غیر الهی انحرافی به دنیای علم معترض شد و در برابر این پدیده به مبارزه علمی و روشنگری پرداخت ولی طولی نکشید که عنایت سردمداران مدعی آزاد اندیشی نهضت تجدد اروپا شامل حال ایشان گردید و آن چیزی نبود جز ؛ سلب کرسی استادی دانشگاه ایشان  و سپس طرد این دانشمند از محافل علمی.

نکته ای که ذکر آن در اینجا ضروی به نظر میرسد این است که از دلایل اصلی حذف مکتب طبی ابوعلی سینا از صحنه علمی و اجتماعی اروپای آن روز نه نقص و ضعف آن ـ که به اعتراف چند تن از مورخان مشهور غربی طبی پیشرو، مؤثر و فراگیر در آن دوره بوده است ـ بلکه وجود تعصبات شدید ملی و مذهبی در پیشقراولان نهضت تجدد بود که استیلای علمی مسلمانان بر اروپای مسیحی را برنمی تافتند[15].

نکته دیگری که با توجه به مطالب این بند بیان آن خالی از لطف نیست این است که صرف نظر از صحت و سقم دیدگاه تقسیم علم به اسلامی وغربی و مشاجرات طرفداران آن نمیتوان منکر تأثیر جهان بینی، پیش زمینه های معرفتی و فلسفی برجهت گیری کلی علم گردید. همانگونه علمای جلیل القدر اسلام با استناد و تمسک به آیات نورانی قرآن کریم و آموزه های منظومه تفکر اصیل اسلامی توانستند خود را از بیشتر انحرافات دانشمندان غیر مسلمان و غربی مصون بدارند که تأسیس طب اسلامی‌ـ‌سنتی با مبانی خدامحور و انسانی و با توانمندیهای محیرالعقول در بیش از هزار سال پیش، شاهد مثال این ادعاست.

  ـ سرکوب بیماری وحذف علائم بیماری[16] به جای درمان وریشه کنی از طریق تجویز دارو : بعبارت دیگر، اصل در طب مدرن درمانِ (سرکوبِ) بیماری به مدد تجویز داروست، در صورتیکه اصل اولیه باید درمان از طریق اصلاح تغذیه باشد چه آنکه منشأ اغلب بیماریهای انسان، استفاده از مواد غذائی مضر برای سلامتی و عدم استفاده از اغذیه مفید برای سلامتی است.

 

  ـ استفاده گسترده و بی حد وحصر از دارو های ناسازگار با طبیعت بدن انسان (داروهای شیمیایی،رادیو داروها و…)[17]  

  ـ انحصار عامل بیماری در میکرب و کم اعتنائی به سهم روح و روان در ایجاد بیماری و در پی آن کاربرد گسترده آنتی بیو تیک ها برای از بین بردن میکروبها و باکتریها درحالیکه بسیاری از آنها نقش بسیار مهمی در تامین سلامت دارند.

  ـ پناه بردن به عمل های جرّاحی در مقیاسی وسیع درحالیکه در طب سنتی به ندرت و بعنوان آخرین راههای درمانی صورت می گیرد.

 


 

بخش چهارم: کاستی ها و موانع پیش روی طب اسلامی ـ سنتی

    تا بدینجا هر آنچه که به عنوان نمونه درباره نقاط قُوّت طب اسلامی‌ـ‌سنتی بیان شد و فوائد فراوان دیگری که مجال بیانشان نیست، همه در شرایطی محقق گشته که این طب با بی مهریها و موانع متعددی دست و پنجه نرم می کند که در صورت نبودشان، دستاوردها وتوفیقات آن صدچندان می شد. هم اینک به اهم آنها اشاره می‌گردد :

    1 ـ حدود یک قرن مبارزه فرهنگی و فیزیکی با طب اسلامی ـ سنتی، سرکوبی و حذف بزرگان و متولّیان اصلی آن توسط اراده های مشکوک[18] وافراد ناآگاه [19]و به دنبال آن توقف رسم حسنه تربیت سینه به سینه شاگرد توسط حکیمان مجرب و خبره، محرومیت این مشرب طبی از اطباء کارکشته و به قدر کفایت در عصر حاضر را در پی داشت که بعنوان بزرگترین فاجعه فرآیند رشد،کمال وگسترش آن را کند و مختلّ کرده است. از تبعات ناگوار فاجعه فوق می توان به ورود افراد ناآشنا به اصول و ظرایف تشخیص و درمان بیماری به عرصه درمان اشاره کرد که با روشهای درمانی ناقص وغلط، موجبات بدبینی و رویگردانی مردم از طب اسلامی‌ـ‌سنتی را فراهم می آورند.

    2 ـ عدم حمایت متولیّ رسمی تأمین بهداشت وسلامت جامعه ازطب اسلامی‌ـ‌سنتی و در موارد متعددی برخورد با متولّیان آن[20] به سبب وجود ذهنیت خرافی نسبت به طب اسلامی‌ـ‌سنتی در برخی از مسؤولان نظام درمانی، بی اطلاعی آنان از اصول درمانی این مكتب طبی و […].

   3ـ حمایتهای گسترده مالی، تبلیغاتی، تحقیقاتی و آموزشی نهادهای قدرتمند بین المللی از طب غربی و همچنین تدوین وابلاغ چارچوبهای مطلوب و استیلاجویانه مجامع پزشکی غربی ازطریق سازمانهائی نظیر سازمان بهداشت جهانی و یونیسف به مراکز مسؤول بهداشتی، درمانی کشورهای جهان ازجمله ایران و الزام به اجرای آنها.

 

 

   4ـ عرض اندام مکاتب گوناگون التقاطی و بعضاً انحرافی در حوزه طب طبیعی از قبیل ترغیب به خام خواری و گیاه خواری شناخت طب اصیل اسلامی‌ـ‌سنتی و تمییز انحرافات و آموزه های التقاطی را با دشواریهائی روبرو کرده است.

   ویژگی اصلی این مکاتب التقاطی، ناقص و انحرافی؛ بزرگنمائی برخی از وجوه درمانی و بالعکس و نیز محدود نمودن فرآیند درمان در«گیاه درمانیِ صِرف» آن هم بدون در نظر گرفتن طبع و مزاج می باشد. درحالیکه طب اسلامی‌ـ‌سنتی علاوه بر تجویز گیاهان جهت درمان بیماریها دارای ارکان درمانی وسیعی همچون پالایش روحی و روانی بیمار ـ حجامت خشک و ترـ فصدـ حقنه ( تنقیه روده ها) ـ زالو درمانی ـ سعوط ( روغن ریختن داخلی بینی) ـ روغن مالی بدن و ماساژ ـ استحمام صحیح[21] ـ استفاده از نوره متناسب با طبع و مزاج افراد است.تبیین مفاهیم پایه ای طب اسلامی‌ـ‌سنتی از قبیل مفهوم سردی، گرمی، تری، خشکی بر مبنای دستاوردهای علمی روز که مبتنی بر تجزیه اجزاء مواد غذایی در شرایط آزمایشگاهی و میکروسکوپی و دیگر روشهای علم مدرن است، مشخصه دیگر مکاتب فوق الذکر می باشد. به عنوان نمونه در تبیین چرائی و علت  «سردیِ» طبعِ یک ماده غذائی ؛ با تجزیه انواع میوه ها، سبزیجات و مواد غذائی در شرایط آزمایشگاهی و بهره گیری از روش استقراء و قیاس، وجود ویتامین c را عامل سردی تشخیص می دهند که بر اساس این مبنای غلط مثلاًَََ فلفل سبز به علت داشتن ویتامین c فراوان باید سرد محسوب شده و کاهو به علت فقر ویتامین c باید گرم محسوب شود درحالیکه در واقعِ امر، قضیه کاملا بر عکس است یعنی کاهو سرد وفلفل گرم می باشد! ویژگی دیگر این مکاتب، تولید داروهای گیاهی بر اساس یک فرضیه ناقص علمی است. به این ترتیب که پس از شناسائی «مادۀ مؤثّرۀ» یک گیاه در فرآیند تجزیه آزمایشگاهی و انتساب اثرات درمانی گیاه به مادۀ مؤثره، بقیه اجزاء و مواد موجود در گیاه را اضافه تلقی کرده، حذف میکنند که عملی اشتباه وغیر قابل دفاع است چرا که طبق جهان بینی الهی آفرینش هیچ ذرهّ و مخلوقی لغو و باطل نیست. در این مورد نیز طبق حکمت الهی تمام ترکیبات بی شمار و متفاوت موجود در یک گیاه نقش خاص و منحصر بفرد خود را دارند و برآیند مجموع آنها موجب بروز مطلوب اثرات درمانی آن میگردند.

برای فهم دقیقتر مطلب تصور بفرمائید مربی یک تیم فوتبال به خیال اینکه عامل مؤثر گلزنی و پیروزی تیمش مربوط به یک یا چند بازیکن خط حمله است دروازه بان یا باقی بازیکنان را از زمین بازی اخراج نماید.

    5ـ سرکوب سریع علائم بیماری با تجویز گسترده آنتی بیو تیک ها، داروهای شیمیائی واعمال جراحی در طب مدرن، باعث انس گرفتن قاطبه مردم و بیماران با روشهای درمانی زود بازده و کم رغبتی آنها به درمانها و دارو های طبیعی ـ‌که به علت جایگزینی رویکرد درمان کامل و ریشه‌ای به جای سرکوب علائم بیماری ؛‌ چرخه جذب، تأثیر دارو و درمان در این مشرب طبی غالباً طولانی‌تر می‌باشد ـ شده و از منظر روانشناسی به مثابه مانعی بر سر راه گسترش طب طبیعی عمل می‌کند.

 

   6ـ فقدان تألیفات جامع و منطبق با اصول روانشناسی و زبان روز، به منظور تبیین طب اصیل اسلامی‌ـ‌سنتی و شناساندن ظرفیتهای فراوان و حیرت‌انگیز آن ‌به اقشار مختلف جامعه، ‌خاصّه قشر فرهیخته و تحصیلکرده.

    7 ـ نبود ترجمه‌های روان و منطبق با قواعد ادبی روز، از« منابع دست اول طب اسلامی ـ سنتی»که صدها سال قبل به زبانهای عربی و فارسی قدیم تحریر و نوعاً بدون فهرست در قالبهای سنگی و خطی، ‌طبع گشته‌اند و امروزه به ندرت قابلیت استفاده عمومی را دارند. دسترسی مشکل به کتب مرجع به دلایل مختلف ‌مِن جمله بی‌بهره بودن طب سنتی از کتابخانه تخصصی را می‌توان به عنوان مکمل نقیصه مورد اشاره ذکر کرد.

   8 ـ انجام نشدن تحقیقات جامع در مورد احادیث طبی و عدم تشریح حکمتهای نهفته در احادیث صحیح با کمک روشهای تحلیلی طب اصیل اسلامی ـ سنتی.

 و…

 

 

 

 

بخش پنجم: رئوس و اصول حفظ صحت

 

   با عنایت به اینکه یک مسلمان جهت انجام شایسته بخش اعظم تکالیف دینی خویش نیازمند « روح سالم» و « جسم سالم» به صورت توأمان می‌باشد و بیماری و بی نشاطی هر یک از این دو، بیماری و بی نشاطی دیگری را در پی خواهد داشت[22]، در این بخش سعی بر این است تا از خلال انبوه توصیه ها، دستورات و برنامه های تغذیه ای طب اسلامی ـ سنتی، رئوس و اصول حفظ « سلامت جسم» با لحاظ محظورات اقتصادی و همچنین با ملاحظه قیود زندگی شهری و تمدنی عصر حاضر تقدیم گردد به این امید که عمل به آنها، با اذن خداوند حکیم، ضامن تأمین بخش قابل توجهی از صحت و سلامتی باشد.

   ـ اصل بسیار مهم (مادر) : به منظور معتدل نگه داشتن اخلاط اربعه در بدن، ‌بایستی تغذیه تان  متناسب با  اولاً: طبع و مزاج اختصاصی خود. ثانیاً : طبع مواد غذائی مصرفی. ثالثاً : طبع فصول مختلف سال. و رابعاً : طبع اقلیم جغرافیائی محل سکونت، تنظیم گردد. [23]

   توصیه بسیار مهم1: نظر به اینکه در میان مواد غذائی صنعتی مورد استفاده در خانواده ‌ها، روغنهای نباتی و مایع و همچنین نوشابه های گازدار فوق‌العاده، مضر می‌باشند در اولین اقدام بطور کامل از برنامه غذائی حذف گردند.[24] بجای روغنهای نباتی و مایع میتوانید روغن کنجد یا روغن هسته انگور یا روغن زیتون[25] را جایگزین نمائید.[26] ازمزایای این روغنها علاوه بر خواص متعدد طبی میتوان به قابلیت سرخ کردن چندین باره مواد غذائی با آنها منهای تولید مواد سرطانزا حین سرخ کردن اشاره کرد. زیرا این روغنها در برابر حرارت تقریبی250 درجه ای خواص مفید خود را حفظ میکنند ولی روغنهای نباتی ومایع در حرارت حدود 60 درجه مقاومت خود را از دست داده و تبدیل به ترکیبات دشمن سلامتی می گردند کما اینکه در حالت معمولی نیز حاوی ترکیبات بسیار مضر می باشند.

   توصیه بسیار مهم2: از آنجا که در منابع طب سنتی از «یبوست» تعبیر به «ام الامراض» یعنی مادر بیماریها شده، اقدام اساسی پیشگیری از یبوست و در صورت ابتلاء درمان آن می‌باشد. بهترین و اساسی‌ترین راه، صرف هفته‌ای حداقل دو وعده انواع آش‌های سنتی از قبیل آش‌دوغ، آش‌کشک،‌ آش‌بلغور،‌ آش‌چغندر، ‌آش آلو می باشد. خوردن یک قاشق غذاخوری عسل یا شیره انگور یا مقداری حلوا که با شیره انگور تهیه شده باشد ؛ به همراه آش، به عنوان مُصلِحْ، مضرات آن را برطرف می نماید. در قدم بعدی  حتی المقدور از خوردن مواد غذائی یبوست آور خودداری فرمائید.

   ـ مراقبت دائمی از اعضای رئیسه بدن (‌کبد، ‌مغز،‌ قلب) و معده را در دستور کار خود قرار دهید. خاک شیر ـ روغن زیتون ـ نعناء ـ سوپ جو(با ریختن پودر تخم گشنیز، پودر زیره سیاه، و آبغوره خانگی داخل آن) ؛ از بهترین مواد مفید برای کبد می باشند[27]. همچنین جلوگیری از غلیظ شدن خون بوسیله حجامت و فصد (طبق تشخیص و توصیه طبیب ) راهکار بسیار مهمی در تأمین سلامتی این عضو حیاتی محسوب می شود. لازم به ذكر است كه خاک شیر، روغن زیتون و نعناء از مواد مفید برای معده نیز می باشند.

   ـ به هر طریقی که مقدور است فعالیت بدنی داشته از کم تحرکی اجتناب کنید.

   ـ حتی المقدور از مصرف محصولات غذائی صنعتی ‌به علت استفاده از مواد نگهدارنده مضر، اسانسها، هورمونها، رنگ‌های شیمیائی، ترکیبات اسیدی و علل دیگری از این دست خودداری نموده به جای آنها از محصولات خانگی و طبیعی استفاه فرمائید.

   ـ حتی المقدور از مصرف گوشت گاو و گوساله پرهیز نمائید. در روایتی از پیامبر اعظم صلوات الله علیه گوشت گاو، درد و مرض معرفی شده است[28]. همچنین ابوعلی سینا در کتاب مخزن الادویه 16 بیماری از جمله سکته و سرطان را به گوشت گاو نسبت داده می نویسد: «گوشت گاو دیر هضم و خون تولید شده از آن سوداوی و سبب امراض سوداوی همچون انواع سرطانها، جذام، ورم سپرز (طحال)، داءالفیل، واریس، بَهَق (پیسی اندام)، جرب (گری)، قوبا (پسوریازیس)، وسواس، تب ربع، درد مفاصل، عِرقُ النساء، قطع حیض، ولادت پیش از وقت و سبب خارش بدن و موت فجأة (مرگ ناگهانی در اثر سکته قلبی یا مغزی ) میگردد.»

    ـ حتی المقدور هفته ای حداقل سه بار شربت عسل و لیمو ترش : یک لیوان آب گرم + مقداری عسل طبیعی به همراه چند قطره لیموترش تازه به مقدار دلخواه ؛ میل شو د. حفظ نشاط جوانی وطراوت پوست صورت همچنین تقویت مواد حیاتی موجود در نطفه از خواص نوشیدنی فوق است.

    ـ حتی المقدور روزی یک قاشق غذاخوری عسل به هر طریق که مایلید میل فرمائید.

    ـ از نوشیدن انواع چای های مفید سنتی که بالغ بر سی نوع می باشند، به تناسب خواص اختصاصی آنها و ذائقه و حال شخصی، غفلت نفرمائید. در برخی از منابع طبی قدیم از چای سیاه (چای مصرفی عموم مردم ) با عنوان خبیث ترین دَم کردنی یاد شده است و عموم متخصصان طب سنتی نیز بدون اینکه منکر چند فائده آن باشند از نوشیدن آن نهی می کنند. حتی المقدور از این نوع چای کمتر استفاده فرمائید. در صورت تصمیم به ترك نوشیدن چای سیاه، این امر باید با كاستن تدریجی ازكمیت وكیفیت (غلظت) آن  صورت گیرد.

   ـ‌ کسانی که در معرض ابتلاء به پوکی استخوان می‌باشند علی‌الخصوص خانمها هفته‌ای یک وعده کالاجوش(كله جوش) و یك وعده  اشکنه میل فرمایند. در زمان حاضر ‌سن شایع آغاز ابتلاء به پوکی استخوان در طیف گسترده ای از خانمها بین 35 تا40 سالگی است اما در گذشته بعلت تبعیّت از دستورات تغذیه ای و غیر تغذیه ای حکمای مجرّب و از جمله استفاده از کالاجوش و اشکنه سنتی، عده کمی از خانمها آن هم عموماً در حدود 80 الی 90 سالگی مبتلا به پوکی استخوان می شدند.

    ـ سالی حداقل یک بار در بهترین روز انجام «حجامت» در سال که توسط معصومین علیهم السلام، روز هفتم حزیران رومی تعیین شده است، تحت نظر طبیب مجرب سنتی دارای مجوز تأسیس مطب از وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی، حجامت عام انجام دهید.[29] لازم به ذکر است حدود پانصد روایت در رابطه با توصیه به انجام حجامت، آداب انجام آن، فوائد آن و زمانهای مناسب انجام آن در منابع حدیثی موجود است.

 

بخش ششم: مطالبی پیرامون حجامت

 

   چون حجامت یکی از ارکان بسیار مهم طب اسلامی‌ـ‌سنتی می باشد، در این فرصت به منظور ایجاد انگیزه، ساز و کار تأثیر حجامت و گوشه ای از فوائد حیرت انگیز و اثبات شده آن با بیانی ساده تقدیم می شود :

   الف) ساز و کار تأثیر حجامت : بطور خلاصه می توان گفت حجامت با 1) پا لایش خون از طریق خارج کردن فضولات و سموم خون که بر اثر فعل و انفعالات اعضای مختلف بدن، سوخت و سوز مواد غذائی، آلودگیهای آب وهوائی و دَه ها عامل دیگر ایجاد می گردند. 2) پاکسازی جداره رگها و عروقِمنتشره در سطح و اعماق بافتهای بدن از رسوبات. 3) تولید خون تازه از طریق فعال کردن سامانه خونسازی بدن و تزریق آن به چرخه جریان خون بدن ؛ طی فرآیندی شگفت انگیز تمام اعضای بدن را تحت تأثیر قرار میدهد. به عبارت دیگر حجامت با پالایش خون از فضولات و ترکیبات بیماریزا مثل چربی، قند و اورۀ اضافه و پاکسازی رسوبات چسبیده به جدارۀرگها، راه رسیدن خون تازه و تصفیه شده به بافتهای بدن را تسهیل میکند.

   ب) گوشه ای از فوائد حجامت :با توجه به ساز و كار تأثیر حجامت پیشگیری از سکته های مغزی و قلبی، تقو یت سامانه دفاعی بدن و افزایش حافظه از مهمترین فوائد عمومی و اثبات شده حجامت است. به عنوان نمونه بر اساس تحقیقات یك تیم آلمانی به سرپرستی دكتر یوكا سالونن  كه گزارش آن در مجله اشپیگل شماره سپتامبر 1992 درج شده است، حجامت با كاهش میزان آهن سرم از سكته های قلبی و مغزی پیشگیری می‌كند.

   ج) شبهات مخالفان حجامت : علی رغم اینکه حدود پانصد حدیث پشتوانه سنت حجامت می باشد و تحقیقات علمی داخل و خارج کشور نیز ثابت کننده فوائد غیر قابل انکار این سنت محمدی است، با این حال با مخالفتهای سرسختانه ای روبروست. هم اینک به دو استدلال مشهور مخالفان که عمده شان از طبقه پزشکان و برخی از مسئوولان شبکه درمانی کشور هستند پاسخ داده می شود :

   شبهه اول: عده ای از مخالفان ضمن اینکه منکر سنّت حجامت و توصیه های معصومین علیهم السلام درباره انجام آن نیستند، معتقدند حجامت هیچ فرقی با خونگیری از ورید ندارد و به مخاطبانشان توصیه میکنند بجای انجام حجامت، به پایگاههای سازمان انتقال خون مراجعه کرده، خون خود را اهداء نمایند.

   پاسخ : این نظریه در صورتی درست است که ثابت شود ترکیبات خون حاصل از حجامت، با ترکیبات خون حاصل از خونگیری وریدی یکسان است. خوشبختانه آزمایشهای متعدد صورت گرفته بر روی خون حجامت و خون وریدی در مراکز متولی حجامت از جمله مؤسّسۀ تحقیقات حجامت ایران، خلاف نظریه مخالفان را اثبات می کند. در این مجال، نتایج یکی از آنها که در درمانگاه حجامت بیمارستان لقمان، با رعایت چارچوبهای علمی یک آزمایش و تحقیق، انجام شده است، با حذف جزئیات غیر ضروری، ارائه می شو د :

 

تركیبات خونی

اسید اوریک

اوره

کلسترول

تری گلیسیرید

کراتینین

قند

خون حجامت

68/7

23/35

35/276

32/231

93/0

09/95

خون ورید

52/6

06/32

94/202

97/161

88/0

09/74

 

همانطور که ملاحظه می شود غلظت تركیبات خونی، علی الخصوص کلسترول و تری گلیسیرید در خون حجامت، نسبت به خون وریدی که در یک زمان از داوطلبان اخذ شده، بیشتر است. به عبارت دیگر در خونگیری به روش حجامت، فضولات و سموم بیشتری از بدن دفع شده است. علت این اختلاف هر چه که باشد، مهمترین نتیجه ای که از بررسی این آزمایش و آزمایشهای مشابه دیگر به دست می آید این است که خونگیری وریدی با حجامت تفاوت دارد.

   دلیل دیگر: با عنایت به این مطلب که مطابق تجربیات بی شمار، انجام حجامت باعث کاهش حرارت بدن و انجام فصد باعث افزایش حرارت بدن می شود و از طرفی با نظر داشت این نکته که اثرات خونگیری وریدی امروزی نیز تا حدودی مشابه اثرات فصد در طب قدیم است، مشخص می شود خون گیری وریدی بر خلاف حجامت باعث افزایش دمای بدن می شود و این خود دلیل دیگری است بر تفاوت خونگیری وریدی با حجامت.

   آیا انجام حجامت باعث كم خونی می شود ؟ با عنایت به بند های 1 و 3 قسمتِ الفِ بخشِ ششمِ جزوه، بر خلاف تصور عمومی، درصد اعظمی از خون خارج شده از موضع حجامت شامل سموم و فضولات خون است و فقط در صد کمی از آن حاوی ترکیبات مفید خونی است و با توجه به اینکه تولید خون تازه از خواص حجامت است، انجام حجامت باعث بروز کم خونی در حجامت شده نمی‌گردد. به همین علت فرد حجامت شده می تواند بدون نگرانی از ضعف بدنی ناشی از کم خونی و با مراعات جوانب امر، با مراجعه به پا یگاههای انتقال خون، عبادت اهدای خون به بیماران نیازمند را به جای آورد. البته افرادی که به کم خونی شدید مبتلا هستند از اهدای خون خودداری فرمایند ودر صورت تصمیم به حجامت، حتماً با متخصص مربوطه مشورت نمایند.

   شبهه دوم: انجام حجامت باعث ابتلاءِ حجامت شونده به ایدز و هپاتیت وانواع بیماریهای عفونی میشود. همچنین تیغ حجامت باعث قطع وریدها، رشته های عصب و نخاع شده موجب فلج شدن و مرگ حجامت شونده  میشود.

   پاسخ: اوّلاً حجامت در مطبهای مورد تأیید وزارت بهداشت، با وسائل یکبار مصرف و تیغ جراحی استریل انجام می شود و وزارت بهداشت نیز از فعالیت مطبهائی که اصول بهداشتی حین انجام حجامت را رعایت نمی کنند جلوگیری می نماید. دوّماً : از مکانهای انجام حجامت در بدن، هیچ رگ و عصب مهمی عبور نمی کند !. ثالثاً : از آنجا که در حجامت، تیغ بیشتر از دو الی پنج میلیمتر بیشتر وارد محل انجام حجامت و از جمله محل حجامت عام یعنی بین دو کتف نمی شود و همچنین فاصله سطح پوست از نخاع بعلت تورم ناشی از بادکشِ حینِ حجامت حدود دو سانتی متر است و از همه مهمتر رشته نخاعی، درون محفظه ای از جنس استخوان است ؛ قطع نخاع بوسیله تیغ کوچک حجامت غیر ممکن و محال است. ثالثاً : اگر انجام حجامت آن هم به تعداد انگشت شمار و با تیغهای استریل و پوست ضد عفونی شده باعث ابتلاءِ حجامت شونده به ایدز و هپاتیت شود، باید بر اساس قواعد عقلی، آن دسته از آقایان که حداقل هفته ای یكبار با تیغهای غیر استریل و آغشته به میکروب، صورت ضدعفونی نشده و آلوده خود را اصلاح می کنند و به کَراّت آن را زخمی می نمایند، مخزن ویروسهای ایدز و هپاتیت باشند و با توجه به اینکه حسْبِ مشاهدات میدانی جمعیت این گروه از آقایان در كشور بالغ بر چندین میلیون نفر است و با امعان نظر به روشهای انتقال ویروس ایدز، باید در ایرانِ هفتاد میلیونی حداقل سی میلیون نفر ایدزی وجود داشته باشد.!

   از آنجائیکه چندی پیش یکی از مسئوولان درمانی، متقاضی صدور حکم حکومتی، برای ممنوعیت حجامت در کشور شده بود، در این قسمت از بحث بی مناسبت نیست فتوای تنها شخصیت حقوقی مجاز به صدور حکم حکومتی(مقام معظم رهبری) درج شود. ایشان در جواب استفتائی که حکم انجام حجامت سئوال شده است، مرقوم فرموده اند: « مانع ندارد.»[30]

   در انتهای این گفتار برای اطمینانِ خاطرِ بیشتر از بی خطر بودن حجامت، فرازی از اظهارات دکتر پولاک پزشک مخصوص ناصر الدین شاه مندرج در کتاب خود به نام ایران و ایرانیان را می آوریم با تذکر این نکته که در زمان حضور ایشان در ایران نه از استریلیزاسیون و بتادین خبری بوده و نه از تیغهای ضد عفونی شده جراحی : «… دراینجا ناگزیر از اعتراف به این مطلبم که من جز دو مورد هیچ عاقبت زیانباری از حجامت در 39 سال اقامت خود در ایران ندیدم و در این دو مورد هم زخم حجامت تبدیل به ورم شده بود و دلاک را متهم می کردند که چاقوی کثیف به کار برده است.»

 

   د) اهمّ مراقبتها و اعمال قبل، ‌حین و بعد از حجامت :

 تذکر: رعایت  اغلب توصیه های این بند موجب تأثیر بهتر حجامت شده و از مضرات احتمالی آن می کاهد.

    اعمال قبل از حجامت :

-     اگر فشار خونتان پائین است 2 الی 3 روز مانده به انجام حجامت مایعات بیشتری مثل شربت عسل و شربت نبات استفاده نمایید تا فشارتان در روز حجامت مناسب باشد. البته با گوشه چشمی به اصل مادر درج شده در بخش پنجم جزوه.

-     12 ساعت قبل از حجامت از خوردن ماهی و تخم مرغ خودداری فرمائید.

-     24 ساعت قبل از حجامت از آمیزش جنسی پرهیز شود.

ـ2 الی 3 ساعت قبل از حجامت غذای کافی ( نه زیاد، نه کم ) میل فرمائید. چون هنگام حجامت معده نباید پر یا خالی باشد.

    اعمال حین حجامت : خواند دعای وارده که در بیشترمطبهای حجامت موجود است، خواند آیه الکرسی و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد

   اعمال بعد از حجامت :

-     12ساعت بعد از حجامت، مجاز به شستشوی محل زخم حجامت می باشید. در این فاصله مطابق فتوای مقام معظم رهبری ‌خواندن نماز با خون حجامت به شرطی که موضع حجامت بیش از حد آلوده ( خونی ) نشده باشد، بلا مانع است. بدیهی است کسانی که از مرجعی به جز ایشان تقلید می کنند، باید طبق فتوای مرجع تقلیدِ خود عمل نمایند.

-     تا 3 ساعت، از خوردن نمک و اغذیه نمک دار و همچنین خوردن مواد دارای چربی از قبیل گوشت، کره، ماست، ‌تخم مرغ خودداری فرمائید. در صورت امکان انار یا شربت عسل میل فرمائید.

-     تا 24 ساعت، از فعالیت شدید بدنی و کار سنگین خودداری فرمائید تا زخم موضع حجامت، درزمان کوتاهتری ترمیم شود.

چند نکته:

ـ خانمها در ایام عادت ماهیانه (ایام حیض) از انجام حجامت خودداری فرمایند.

-     در ایام ابری و طوفانی بهتر است حجامت انجام نشود.

-     بنا به فرمایش معصومین علیهم السلام، روز جمعه، حجامت کردن ممنوع است.

-     بهترین فصل برای انجام حجامت، به ترتیب : بهار ـ پائیز ـ تابستان و زمستان است.

-     هفتم حریزان ماه رومی (تقریباً معادل ماه خرداد) بهترین روز انجام حجامت در سال است. تقویمهای نجومی ساده ترین راه جهت تطبیق ماههای رومی با ماههای شمسی است.

-     در روایات، بیشترین تأکید برای انجام حجامت روزهای هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم و همچنین دوازدهم تا پانزدهم ماههای قمری است.

-      روز پنج شنبه بهترین روز انجام حجامت در طول هفته است.

-     بهترین ساعت انجام حجامت، ساعت دوم و سوم روز یعنی دو یا سه ساعت پس از طلوع آفتاب.

بخش پایانی

   در این بخش روی سخن با آن دسته از افراد بی غرض و خوش نیتی است که علی رغم دلبستگی به دین و مظاهر آن و حتی در مواردی انتساب به دین بر این باورند که آموزه ها و اصول طبی ـ بهداشتی مُندَرَج در قرآن کریم و بیانات نورانی حضرات معصومین علیم السلام آموزهائی ابتدائی، غیر دقیق و ناقص اند و مربوط به دورانی هستند که در آن، مسلمانان به دلیل بضاعت ناچیز علمی و فکری، فاقد ظرفیت لازم برای هضم و درک مراتب کامل و پیشرفته علم طب بوده اند. ولی بشر امروز به لطف پیشرفتهای چشمگیر علمی موفق به ابداع اصول نوین در حوزه طب و درمان گردیده که بسیار کامل تر، معقول‌تر و کاراتر از اصول طبی 14 قرن پیش می باشند فلذا اصول طبی مندج در متون دینی به علت عدم تطابق با اصول علمی روز، اصولی غیر علمی، متروک و غیر قابل استفاده اند. عده ای از آنها پا را از این نیز فراتر نهاده، اظهار می دارند اگر خودِ معصومین علیهم السلام نیز در این زمان در قید حیات بودند به جای ترویج اصول صِحّی و درمانی اسلام به ترویج دستاورد های بشری در حوزه علم طب می پرداختند!.

با عنایت به روایات ذیل :

    قال الباقر علیه السلام لسلمة بن کهیل واحکم بن عتیبة:«شرِّقا و غرِّبا فلا تجدان علما صحیحا الّا شیئا خرج من عندنا اهل البیت»[31]

   امام باقر علیه السلام خطاب به سلمة و حکم : «اگر به شرق و غرب بروید به دانش صحیح دست نمی یابید مگر آنچه از نزد ما اهل البیت صادر شده باشد.»

   قال الباقر علیه السلام : «کلُّ ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل»[32]

   امام باقر علیه السلام : « هر[حکم ودانش]ی که از خانه ما[اهل البیت] صادر نشده باشد باطل است.»

   قال الصادق علیه السلام : «… فلیذهب الحسن یمینا و شمالا فوالله ما یوجدالعلم الّا ههنا»[33]

   امام صادق علیه السلام : «… به خدا سوگند اگر حسن [بصری] به چپ و راستِ [عالم] بود علم را جز در این خانه [اهل البیت] نخواهد یافت.»

 و روایات دیگری با مضامین روایات بالا و یادآوری این نکته که بخش عمده ای ازعلوم عصر حاضر و منجمله طب مدرن محصول تجربه و اندیشه صِرفِ بشری است به نظر می رسد صاحبان این نظریه ملتفت توالی فاسد اعتقادی[34] و عملی این استدلال نیستند. به عنوان نمونه یكی از توالی فاسد عملی  این نظریه  رشد قارچ گونه « عرفانهای منهای دین» در كشور  می باشد كه  مبلّغان و مروّجان آن، دقیقاً  با تمسک به جوهره نظریه و استدلال معتقدان به منسوخ شدن اصول طب اسلامی، تکنیک ها و روشهای نوین و مدرن  کسب آرامش روحی، تمرکز فکر و ذهن، اتصال روح به منبع لایزال ؛ نظیر مدی تیشن و یوگا را جایگزین عباداتی همچون« نماز» می نمایند.

 جهت پی بردن به خطای فكری به این دسته از افراد توصیه می شود علاوه بر تعمّق در توضیحات بالا به بخش ضمیمه این نوشتار كه حاوی قطره ای از اعترافات قابل تأمل  اندیشمندان غربی است، توجه فرمایند.

 

مؤخّره :

    با عنایت به ضربات وارد شده بر پیکره طب اصیل اسلامی‌ـ‌سنتی که به قسمتهائی از آن در بخش چهارم این مجموعه اشاره گردید و همچنین مسائل غیر قابل ذکر دیگر، احیاء مجدد این مکتب طبی و جبران خسارتهای وارده بر آن، به تلاشهای مبرم دلسوزان و فرهیختگان، نیازمند است تا به مدد الهی با رفع موانع و نواقص، در زمانی بسیار کمتر از حد تصوّر قابلیت عرض اندام، در ابعاد ملی و بین المللی را پیدا کرده در جایگاه شایسته خود قرار گیرد.

   هدف اصلی از تدوین جزوه حاضر نیز ایجاد انگیزه در بین خوانندگان علاقمند و ارائه سرنخ‌هایی جهت  تحقيقات[35] و پژوهش‌های فردی یا گروهی در عرصه تولید علم و نظریه پردازی در راستای رفع موانع اجتماعى، فرهنگى، تاريخى و كاستیهای طب اصیل اسلامی‌ـ‌سنتی ؛ حسب علائق و توانایهای فردی بود، به این امید که با احیای مجدد طب اسلامی ـ سنتی، انشاءالله شاهد سربلندی بیش از پیش اسلام و جمهوری اسلامی ایران[36]، قطع وابستگی پزشکی به بیگانگان، ‌تقویت روحیه خودباوری و… باشیم.

 

در خاتمه، اوراق حاضر را متبرک می‌کنیم به عطر یاد بزرگ طبیبِ بی ‌رقیبی که به هنگام قطع امید بیماران از تمام اطباء و اسباب و علل مادی، بنا بر مصالح الهیّه، دستان سرشار از رأفت و مهرشان، شفابخش دل‌شکستگان است ؛ به اشارتی و طرفة عینی.

هم ‌اینک شرح شفا یافتن یکی از دانشجویان دانشکده علوم حدیث را با هم مرور می‌کنیم :

بنا بر نقل مادر مؤمنه‌ام زمانی که نوزادی حدوداً یک ساله بودم به علت رها شدن از آغوش یکی از بستگان و اصابت سر به زمین به بیمارستان منتقل شده و بستری می‌شوم. در آنجا پزشک مربوطه پس از رؤیت نتایج سی تی اسکن اظهار می‌کند که بنده ضربه مغزی شده‌ام و باید در اسرع وقت عمل شوم ولی به علت سن بسیار کمِ من و عدم استحکام استخوانهای کاسه سر، عمل جراحی را بسیار خطرناک تشخیص داده، از انجام آن منصرف می‌شود و پس از تجویز مقداری دارو بنده را از بیمارستان مرخص می‌کند.

پس از انتقال به خانه، علی رغم مصرف داروها و گذشت دوهفته، هیچ نشانه‌ای از بهبودی بنده پدیدار نمی‌شود. گریه‌های شدید و ممتد و بی‌هوشیهای پی در پی بنده در این مدت باعث تشدید نگرانی و ناراحتی بیش از حد والدینم می‌شود تا اینکه مادر عزیزم با چشمانی اشکبار و دلی شکسته، به منظور شفای اینجانب متوسل به آقا علی بن موسی الرضا علیه الاف التحیة والثناء می‌شوند.

تا اینکه نیمه‌های یک شب، مادرم که در خواب بوده‌اند با گریه شدید بنده از خواب بیدار می‌شوند و در عالم خواب و بیداری، خود را در حالی‌که بنده در آغوششان بوده‌ام در صحن و بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا علیه السلام مشاهده می‌کنند.

آقایی از پشتِ سرِ مادرم، دستی بر سر بنده می‌کشند و خطاب به ایشان می‌گویند : «انشاء الله خوب می‌شود.»

به فاصله بسیار کوتاهی از خواب مادر بزرگوارم، حال بنده کاملاً خوب شده، گریه‌های شدید و بی‌هوش شدنهای متوالی‌ام برطرف می‌شود و تاکنون که بیست و سه سال سال از عمرم می‌گذرد به لطف آقا، الحمدلله مشکلی در ناحیه سر ندارم.

نکته‌ای که مایه شگفتی و تعجب می باشد، این است که از زمان شفا یافتن تا الان که حدود بیست و دو سال می‌شود، به واسطه نوازش شدن سرم با دستان معجزه‌گر امام رئوف، هیچگاه مبتلا به «سردرد» نشده‌ام.

 

دانشجوی ورودی سال 86 ـ امضاء محفوظ


 

 

 

ضمیمه اول: اعترافات

   ذیلاً گوشه ای از اعترافات چند تن از مورخان و پزشکان معروف اروپائی درباره تعصبات غربیها نسبت به مسلمانان، برتری مکتب طبی مسلمانان نسبت به مکاتب دیگر و پیشتازی آنها در رعایت اصول بهداشتی جهت اطلاع خوانندگان از واقعیتهای کتمان شده در طول تاریخ درج می‌گردد :

   * « حقیقت این است که پیروان اسلام از مدت طولانی در زمره شدیدترین دشمنان اروپا محسوب بوده اند. اگر در زمان شارل مارتل و ایام جنگهای صلیبی یا جلوی قسطنطنیه تیغهای آبدار آنان قلوب ما را جریحه دار نکرده باشد بیشتر از همه تمدن آنان که در نهایت درجه کمال بوده است ما را سرافکنده ساخته و در حقیقت پست و حقیر نموده است.» دکتر گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب

   * « بعضیها عار دارند اقرار کنند مسلمانان سبب شده اند که اروپای مسیحی از حال توحش خارج گردد لذا آن را مکتوم نگه می دارند ولی این نظر به حدی تآسف آور است که به آسا نی میتوان آن را رد نمود.» دکتر گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب

   * «… از سال 814 میلادی اروپای لاتین در پائین [ترین] درجات جاهلیت و وحشیگری که تاریخ به یاد دارد فرو رفت وتنها در قلمرو حکمرانان مسلمان یعنی سیسیل و اسپانیا بود که تمدن برقرار ماند.» دکتر سیر یل الگود، تاریخ پزشکی جهان

   * « از قرن 12تا 17[در اروپا] رازی و ابن سینا حتی از بقراط و جالینوس هم برتر شناخته می شدند.» دکتر سیر یل الگود، تاریخ پزشکی جهان

   * « طب در قرن نوزده، به مقدار زیاد توجّه را از بیمار به بیماری منحرف ساخته است. بهترین نمونۀ این طرز فكر، مریضِ بیچاره ای است كه مانند توپ، بین بخشهای طبی و جراحی دست به دست می‌گردد و تحت آزمایشهای خسته كننده قرار می گیرد... آیا طب نوین، گرفتار عظمت و شكوه خیالی شده است ؟» دکتر سیر یل الگود، تاریخ پزشکی جهان

   * « مریضخانه های اسلام موافق اصول حفظ الصحة بنا شده و از مریضخانه های امروز ما بهتر بوده اند.» دکتر گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب

   * « این مطلب نهایتاً موافق قیاس است که به قدری که اطبای امروز ما تلفات می دهند، اطبای اسلام در قرن دهم میلادی آنقدر تلفات نمی دادند.» دکتر گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب

   * یوهان آبل در كتاب خود با عنوان Das schropfen. Eine  Bewahrte Heil methode  :  (حجامت یك شیوۀ درمان آزمون شده) ؛ كه در سال 1997 میلادی چاپ شده است دربارۀ حجامت می گوید : «  من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز، بلكه برای همیشه امر حجامت را در درمان بیماریها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است كه دخالت در خور [قابل توجه] در تنظیم كردن كار و عملكرد بدن انسان دارد. امری كه هرگز با روشهای دیگر نمی توان آن را جایگزین كرد... مطالعات ما نشان می دهد كه در آلمان می توان 75 درصد بیماریها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت درمان نمود. » وی پس از نام بردن بیمارانی  كه تنها با یك بار حجامت بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است می افزاید : « جان كلام این است كه چگونه می توان شیوۀ درمانی [ای] كه قادر است در كوتاهترین زمان، بدون عوارض سوءِ جانبی و هزینۀ گران و وقتگیر باعث بهبود در یك مرحله شود را به این علّت كه متعلّق به دوران قرون وُسطی است نادیده گرفت و از كاربرد آن صرف نظر نمود. »

   * پروفسور ژان‌ هامبورژه استاد معروف فرانسوی پس از یک عمر مطالعه و تحقیق در کتابی با عنوان اندرزهائی به دانشجویان پزشکی، می‌نویسد : « یکی از نتایج گرایشهای تجارب بی‌اندازه زیاد، درباره درمان بیماریها این است که رفته رفته نسبت به کلیه داروها بدبین گردیم… از من بعید [دور از انتظار] است که نسبت به داروها این چنین بدبین باشم ولی وقتی که می‌بینم نه تنها من بلکه همۀ مؤلفان و اساتید، دارای همین عقیده هستند که در اثر مصرف داروهای کنونی فصل تازه‌ای به بیماری‌های انسانی تحت عنوان ایاتروژنیک افزوده شده است، به خود حق می‌دهم که چنین بیاندیشم.»

   * دکتر پولاک در صفحه 418 کتاب ارزشمند خود ایران و ایرانیان می‌نویسد: «بیماری سل به ندرت در ایران مشاهده می‌شود.» این گفته دکتر پولاک در دل خود اعترافی است به عظمت طب اسلامی از آن جهت که بنا به گفته دکتر ایوان ایلیچ در کتاب قتل عام پزشکی در پزشکی آفت ‌زا، در همان دوران سل در اروپا بیداد می‌کرده است.

   *‌ مجله سازمان جهانی بهداشت مورخۀ ژوئیه 1978: « به چند دلیل مردم از طب جدید واخورده [شده]، به طرف طب سنتی زمان بقراط، جالینوس و شیخ الرئیس بوعلی سینا دانشمند شهیر اسلامی روی آورده‌اند :… 4ـ بعضی از داروهای شیمیائی که امروز تجویز می‌شوند، چندی بعد مضرّ و خطرناک اعلام می‌گردند. 5ـ با مصرف داروهای شیمیائی دایرۀ تعداد بیماریها نه تنها  تنگتر نشده بلکه وسیعتر گشته است.» گیاه درمانی ـ محمد صادق رحجان ص 5

   * « مسلمانان اسپانیا به اندازه‌ای در نظافت مقید بوده‌اند که ممکن بود یک نفر از طبقه سوم اجتماع با پول نهار خود، صابون بخرد و ناهار نخوردن را ترجیح دهد بر اینکه با لباسهای کثیف بیرون برود.» دكترگوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب

استاد دریبر در کتاب منازعه بین علم و دین می‌نویسد : « اروپای کنونی از نظر ذوق و تمدن و رونق بالاتر و بهتر از مراکز اندلس در عهد اسلام نیست زیرا خیابانهای‌شان با نورهای خیره کننده روشن و با زیباترین سنگفرش‌ها پوشیده شده بود و خانه‌هایشان با فرشهای زیبا مفروش بود و زمستانها خانه‌ها را با مِجمَر گرم و تابستانها به وسیله گذراندن هوا از میان ظرفهای پر از گُل اطاقها را با نسیمهای معطر، تهویه و خوشبو می‌ساختند و شهرهای آنها دارای حمام و کتابخانه و مهمانخانه‌ و منابعی برای آب گوارا بود… در این زمان خانه‌ها را در پاریس و لندن از چوب و گِل آمیخته با کاه و نی می‌ساختند و خانه‌هایشان منفذ و روزنه نداشت و فرش برای آنها مجهول بود و به جای آن بر روی زمین، کاه پهن می‌کردند… مردم اروپا معنای نظافت را نمی‌دانستند و مدفوعات حیوانات و آشغالهای آشپزخانه‌ها را جلوی اطاقهای خود می‌ریختند و بوی تعفن و مسموم‌کننده از آن بلند بود.»

   * « دانشمندان اروپا تا قرن پانزده [میلادی] قولی را که مأخوذ از مصنّفین عرب نبود، مستند نمی‌شمردند. آلبرت بزرگ هرچه داشت از بوعلی سینا فراگرفته و سن توماس، تمام فلسفه‌اش مأخوذ از ابن رشد بوده است. مدار دانش‌های تمام دانشکده‌ها و دانشگاههای اروپا تا پانصد الی ششصد سال فقط علوم مسلمین بوده و در بعضی رشته‌های علوم مثل طب، می‌توان گفت که تا زمان ما هم جاری مانده است زیرا در فرانسه مصنّفات بوعلی سینا تا آخر قرن گذشته باقی بود و شروحی بر آن نوشته می‌شد.» دكترگوستاولوبون، تاریخ تمدن عرب و اسلام

 


 

ضمیمه دوم: معرفی منابع

   با هدف آشنائی بیشتر علاقمندان، در این بخش تعدادی از کتب دست اول طب اسلامی ـ سنتی، تألیفات معاصر و دو پایان نامه معرفی میشوند.

کتاب :

1. رساله ذهبیه (منسوب به امام رضا علیه السلام) ـ مترجم : دکتر سید حسین رضوی برقعی. در این کتاب آداب حفظ سلامتی بر اساس ماههای سال، مراقبات انجام فصد، حجامت و…‍[احتمالاً توسط امام رضا علیه السلام ] بیان شده است.

2. قانون در طب ؛ ابن سینا ـ مترجم:عبدالرحمن شرفکندی (هه ژار)

3. ذخیره خوارزمشاهی ؛سید اسماعیل جرجانی

4. مخزن الادویه،عقیلی خراسانی 

5. حجامت، طب اسلامی و زالو ؛ سید محمد طبری پور

6. حجامت از دیدگاه اسلام ؛ دکتر حسین خیراندیش

 7. تاریخ طب در ایران ؛ محمود نجم آبادی

8. مقایسه طب قدیم ایران با پزشکی نوین ؛ سید جلال مصطفوی کاشانی 

 9. بررسی در طب سنتی ایران و مقایسه آن با طب کنونی جهان ؛ سید جلال مصطفوی کاشانی  

 10. دارو، مسآله پزشکی قرن ؛ سید جلال مصطفوی کاشانی 

 11. قتل عام پزشکی در پزشکی آفت زا ؛ دکتر ایوان ایلیچ، مترجم : شیخاوندی   

 پایان نامه :

1. طب اسلامی ؛ دکتر رضا منتظر ـ دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ـ شماره 7522 ( در تدوین جزوه پیش روی، استفاده شایانی از این پایان نامه شد.)

2. تآثیر حجامت در درمان میگرن ؛ دکتر سید حسین حسینی دستجردی ـ دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ـ شماره 1693

 


 

پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟

 

آدمــیّت  سخت نالید از فـــــرنگ                                  زندگـــی هنگامه برچید از فـرنگ

پس چه باید کرد ای اقـــوام  شرق                                   باز روشن می شود ایـــام شــرق؟

در ضمیــرم انقــلاب آمـد پـدیـــد                                  شب گذشت و آفتـــاب آمـد پدید

یورپ[37] از شمشیر خود بِسْمِل[38] فتاد                                 زیرگــردون رسم لادینــی[39] نهاد

گرگـــــــی اندر پوستیــن برّه ای                                هر زمــان اندر کمیـــن بــرهّ ای

مشکلات حضـــرت انسان ازوسـت                                آدمــیّت را غـــم پنهان از اوست

در نگاهش آدمــی آب  و گِل اسـت                                کـــ‌‌‌اروان زندگی‌  بی منـزل است

هرچه می بینی ز انوار حـــقّ اسـت                               حكمت اشیـاء ز اسرار حــقّ است

هر که آیــات خـــدا بیند حُرّ اسـت                                 اصل این حكمت ز حکمِ  اُنظُر است

………

دانش افــــــرنگیان تیغی به دوش                                   در هلاك نوع انسان سـخت کوش

با خَســــان اندر جهان خیـر و شـرّ                                در نســــازد مســتی علـم وهنــر

آه از افــــــرنگ و از آئیــــــن او                              آه از اندیشــــــه لادیـــــــن او

علم حـــــقّ را ساحـــری آموختند                               ساحـــری نِی، کافــــری آموختند

هر طرف صـــد فتنه می آرد نفیــر[40]                                  تیـــــغ را از پنجــۀ رهــزن بگیر

ای که جـــــان را باز می دانی زتن                               سِحـــر این تهذیب لادینـی شکن

روح شــــرق اندر تنش باید دمیــد                                تا بگـــردد قفــل معنی را کلیـــد



 

 

 


 

«در اوایل قرن حاضر وقتی ما با تمدن غرب آشنا شدیم غالباً یکباره از گذشته خود بریدیم و با استقبال از این تمدن با خوش بینی بسیار به انتظار آینده نشستیم. نور تندی که از افق غرب به چشمان ما می تابید همه چیز را تحت الشعاع خود قرار می داد. حالت ما در آن دوران شبیه حالت میزبانی بود که پیش میهمانی که قرار است به خانه او بیاید احساس حقارت می کند. چنین میزبانی سعی می کند پیش از آمدن میهمان حتی المقدور ظاهر خانه را نو کند و می کوشد تا هر چیز قدیمی و کهنه را دور اندازد یا حداقل آنرا به رنگ نو درآورد تاپیش آن میهمان مشکل پسند خجالت نکشد. آری ما نیز چنین کردیم و با عجله هر چیز قدیمی را که از پدران خود به میراث برده بودیم، از خانه بیرون ریختیم و سعی کردیم تا چیزی که به سلیقه میهمان ما خوش نمی‌آید در خانه باقی نماند. از جمله یادگاری های عزیزی که در خانه داشتیم و به دور انداختیم یکی هم سنت ارزشمند پزشکی ما یا طب سنتی بود که چون با طب جدید غربی مشابه نبود خوار و بی مقدار شد و هنوز بسیارند کسانیکه با شنیدن نام طب سنتی تصور می کنند سخن از خرافات باطل پیر زنان است و هنوز بسیارند کسانیکه هر عقیده ای را به صرف غربی نبودن باطل می دانند. اکنون که چند ده سال از آن هنگامه تاراج سنتها و میراثها گذشته است و فهمیده ایم آن میهمانی که در انتظارش بوده ایم، آن قدرها هم که فکر می کردیم موَدّب و خوش خلق و نجیب و سالم نبوده و نیست و خود به فسادهای گوناگون مبتلاست، شاید وقت آن رسیده باشد که بیندیشیم چه باید بکنیم و چه نباید بکنیم. شاید هنگام آن باشد که بازمانده آن میراث کهن را قدر بدانیم. میراث هزار ساله ای که آن را آتش زده و کنار گذاشتیم و سعادت را در آن دانستیم که غربی شویم.»

 

http://meshkut.parsiblog.com/

دكتر غلامعلی حداد عادل، مجموعه مقالات درباره طب سنتی ایران



 .[1]البته این سخن نه تنها به معنای انطباق کامل طب سنتی با احادیث طبی موجود در منابع حدیثی نیست، بلکه در مواردی نظر برخی از بنیانگذاران آن، با احادیث نقل شده از ناحیه معصومین علیهم السلام متفاوت است که شاید بتوان عدم دسترسی بنیانگذاران اولیه طب اسلامی‌ـ‌سنتی همچون ابن سینا به جوامع معتبر حدیثی را از دلایل این تفاوت نام برد. (جوامع حدیثی معتبر شیعه دهها سال پس از وفات سردمداران طب سنتی تدوین شد.)

1. امام صادق علیه السلام در کتاب توحید مفضّل می‌فرمایند : « وقتی که غذا وارد معده شد به صورت کشکاب در آمده و برای طبخ ثانی از طریق عروق مربوطه در روده ها، به کبد می‌رود و پس از هضم ثانی به صورت سودا، صفرا، بلغم و خون در بدن جریان می یابد.»

2. چرا که بر اساس روایت نبوی « معده خانه بیماریها و پرهیز سرآمد هر داروئی است.» بحار، ج 59 ، ص290 و روایات مشابه دیگر، پیشگیری از بیماری باید از معده (اصلاح تغذیه‌) آغاز گردد.

3. نظر به جایگاه ویژه سه عضو : کبد، قلب و مغز در چرخه سلامت، در متون طبی قدیم با عنوان (اعضای رئیسه بدن) ذکر شده اند.

4. برای اطلاع از سردی، گرمی، خشکی، تری و مصلحات مواد غذائی به منابع معتبر مراجعه فرمائید. کتاب منافع الاغذیة و مضارها،که از تألیفات منحصر بفرد زکریای رازی در‌ این‌باره محسوب می‌شود منبع قابل استفاده‌‌ای است. این کتاب درسال 1343 شمسی توسط انتشارات تابان و با ترجمه دکتر محمد یوسف هروی چاپ شده است و بر حسب اطلاعات موجود آخرین ترجمه کتاب رازی است و هم اکنون نایاب است. در صورت صحت این موضوع، ترجمه این کتاب دست اول و نفیس، مشمول بند شماره 4 بخش چهارم جزوه حاضر می شود و شایسته است توسط یک یا چند مترجم زبان عربی، جهت دسترسی آسان عموم، به فارسی روانِ امروزی ترجمه و چاپ گردد.

 .[6]در طب اسلامی‌ـ سنتی راهبرد اصلی این است که تا حد امکان از دارو (به معنای خاص کلمه) استفاده نشود. زیرا مصرف دارو علاوه بر درمان بیماری، فرسودگی اعضای بدن را نیز ‌ به همراه دارد:

   حضرت علی علیه‌السلام:« نوشیدن دارو برای بدن مانند صابون برای لباس ا ست که آن را پاکیزه ولی فرسوده می سازد.» مو سوعۀ احادیث طبی آیة الله ری شهری، ج 1

   رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: « ازمصرف دارو تا وقتی که بد نت بیماری‌(درد) را تحمل می‌کند اجتناب کن، پس اگر نتوانست بیماری‌( درد) را تحمل کند از دارو استفاده کن.» مو سوعۀ احادیث طبی آیة الله ری شهری، ج 1

   اما خمینی رحمةالله علیه : « مستحب است بیمار در نوشیدن و مصرف دارو و مراجعه به پزشک شتاب نورزد مگر در صورت یأس از خوب شدن بدون دارو و مراجعه به پزشک.» رساله عروة الوثقی

   زکریای رازی : « اگر پزشک بتواند بیمار را با غذا درمان کند نه دارو، حکیمی موفق و سعادتمند است.» رساله فقهی پزشکی، آیه ا… بی آزار شیرازی

با تمام این تفاسیر اگر طبیب متبحر مصرف دارو یا داروهائی را برای یک بیمار ضروری تشخیص دهد با اعمال روشهائی خاص از قبیل قطع و وصل هوشمندانه دوره مصرف، از خوگرفتن بدن بیمار به دارو جلوگیری می کند. در حالیکه طب مدرن در مورد تعداد قابل توجهی از بیماریها بواسطه مبانی غلط چاره ای جز تجویز مادام العمر دارو ندارد.

.[7] حکیم مجرب قادر است از طریق زبان، ادرار، ‌نبض، صورت، پوست، دمای بدن و روشهای دیگر بسیاری از بیماریهای درونی را تشخیص دهد. در مورد نبض خالی از لطف نیست که بدانید حکمای قدیم بیش از 50 نوع نبض شناسائی کرده بودند و با تشخیص نبض بیماران قادر به تشخیص طیفی از بیماریها در بدن  بودند.

.[8] در اول روز و اول شب غذا خورده شود و از خوردن غذا در نیمه روز و نیمه شب خود داری گردد. رساله امام خمینی رحمةالله علیه ـ همچنین بنگرید به رساله آیات عظام سیستانی، مکارم شیرازی و…

 .[9]مثل عسل، کره محلی، ارده شیره، ارده عسل، بادام، گردو، فندق، پسته

قابل ذکر است سازمانهای بهداشتی درمانی جهانی در چند سال اخیر به اهمیت وعده صبحانه پی برده و به تبلیغ گسترده مصرف صبحانه روی آورده اند.در حالیکه 1400 سال پیش حضرت علی علیه السلام در پاسخ به سئوال کسی که پرسید چه چیز باعث طول عمر می شود ؟ فرمودند: «فلیبا کر الغذا» یعنی: «خوردن غذای کافی در هر بامداد» رساله فقهی پزشکی، آیه ا… بی آزار شیرازی

.[10] البته در صورت احساس گرسنگی شدید به هنگام ظهر، سد جوع با چند لقمه مختصر یا مقدار کمی میوه و تنقلات و… بلامانع است.

.[11] حدود ساعت 22 به بعد

 .[12]آغشته شدن غذا با بزاق داخل دهان بوسیله زبان و دندانها، اولین مرحله هضم غذاست و باعث میشود غذا پس ازورود به معده سریعتر هضم شده، فشار کمتری به جهاز هاضمه وارد شود. یکی از دلایل آمار نسبتاً پائین تر ناراحتیهای معده در میان خانمها صرف آهسته و جویدن مناسب غذاست.

 .[13]چون طبع معده سرد است مواد غذائی با طبع سرد با افزایش برودت معده، آن را مستعد بیماریهای مختلف می کند.

.[14] یکی از نتایج زیانبار شاخه شاخه شدن طب مدرن ( تخصصی شدن) بروز پدیده ای به نام تداخل دارویی است که خود موجب ایجاد بیماریهای جدید در بیمار تحت درمان می شود. با این توضیح که در اغلب موارد، بعنوان مثال متخصص کلیه، دارویی را برای کلیه تجویز می کند بدون اینکه تأثیرات مخرب داروی تجویز شده روی مغز و سلول های آن را بداند یا متخصص قلب، دارویی را برای سلولهای قلبی تجویز می کند بدون اینکه ملتفت زیانهای آن دارو بر روی کبد، معده  باشد و....

.[15] ویلیام دویت از مورخان غربی با اشاره به فتح شهر قسطنطنیه بزرگترین مرکز تمدن اروپا در سال 1453 میلادی بدست ترکان عثمانی و انقراض امپراطوری روم شرقی می نویسد:«نخستین ضربتی که در آن هنگام از لحاظ انتقام جوئی بر پیکر فرهنگ و تمدن اسلام در اروپا وارد آمد این بود که علوم یونانی را جانشین علوم اسلامی ساختند…زیرا هر چه باشد یونان در عین حال که یک کشور اروپائی بود اختلاف مذهب با سایر کشورهای اروپائی نداشت. بنابراین اروپائیان با یک تصمیم فوری و قاطع خود را از یوغ تمدن عرب و اسلام نجات دادند.» برای مطالعه نمونه های دیگر به بخش ضمائم (اعترافات) رجوع شود.

.[16]  به عنوان نمونه خالها، جوشها و لکهای روی بدن، شوره سر و نیز پف کردگی زیر چشمها پس از خواب، در موارد متعددی  از علائم ناراحتی کبد می باشند.  طب مدرن هنگام برخورد با این علائم غالباً بجای درمان کبد به حذف و سركوب  علائم از طریق تجویز انواع پمادها، آنتی بیوتیکها، شامپوها و محلولهای شیمیائی بسنده می کند. البته در چند دهه اخیر با آشكار شدن  تبعات ناگوار این راهبرد غلط، مكاتبی در دل طب مدرن متولد شده اند كه تغذیه را اساس درمان می دانند لكن از این جهت كه عمده غذاها و خوراكیها در زمان حاضر صنعتی و مضر می باشند و از طرفی توصیه های تغذیه ای بر اساس طبع و مزاج مواد غذائی و طبع و مزاج بیماران نمی باشد، این مكاتب درمانی در عمل موفقیت چندانی ندارد.

.[17] تاریخچه و چگونگی ورود داروهای شیمیائی به عرصه درمان: پاراسلس (1541 ـ 1493) کیمیاگری سوئیسی بود که به پزشک شدن اظهار علاقه می‌کرد ولی چون بیشتر ایام جوانی خود را به سیر و سیاحت می‌گذراند فرصت فراگیری آن را نمی‌یافت ولی در هر کشوری مطالبی را درباره کیمیاگری می‌آموخت و از ستاره‌شناسان و ساحران درباره سعد و نحس کواکب مطالبی فرا می‌گرفت. وی پس از مراجعت از سوئیس با آنکه از پزشکی اطلاع چندانی نداشت به توصیه یکی از دوستان متنفذش در شهر بال به کار پزشکی پرداخت. در آن زمان معمول بود که پزشکان اعمال جراحی هم انجام می‌دادند ولی چون پاراسلس از تشریح بدن انسان بی‌اطلاع بود، از اقدام به اعمال جراحی اکراه داشت. در دائرة المعارف علوم پزشکی که در اواخر قرن 19 میلادی به زبان فرانسوی در صد جلد تألیف شده است، در جلد 2، صفحه 506 در شرح حال پاراسلس آمده است :‌ « علت اکرام پاراسلس از اعمال جراحی کمی مهارتش در این فن و علت آن هم بی‌اطلاعی او از کالبدشناسی بود، در چنین حالی معلوم نیست با کدامین حیله و ترفند و صحنه‌سازی، او را به تدریس در دانشگاه بال سوئیس مأمور کردند. رسم در آن زمان این بود که در دانشگاه‌ها به زبان لاتینی گفتگو می‌کردند ولی چون پاراسلس به این زبان‌ آشنا نبود، به زبان آلمانی تدریس می‌کرد. از آن رو علاوه بر دانشجویان، تعداد فراوانی از افراد عادی و عامی نیز به سخنان او گوش فرا می‌دادند. حال درست در نظر مجسم کنید که یک شخص بی‌سواد و شیاد ولی هوشمند و جاه‌طلب و موقع‌شناس چگونه از موقعیت موجود در اروپا بهترین سود و بهره را حاصل کرد.

چون او را استاد دانشگاه کرده بودند به ناچار باید طب تدریس کند و چون جز ترجمه [كتاب] قانون ابن سینا، برای تدریس کتابی در آن زمان وجود نداشت و او نیز از مندرجات آن هیچ نمی‌دانست، چاره منحصر به فرد این بود که به اقدامی جنون آمیز دست بزند. این بود که با کاری متهورانه با یک تیر دو نشان زد و به این وسیله اولاً‌ بر بی‌سوادی خویش سرپوش گذاشت و ثانیاً خود را در تاریخ پزشکی به عنوان یک مرد بزرگ و انقلابی معرفی کرد. توضیح آن که در آن زمان،‌ اروپا تشنه انقلاب بود و اوضاع سیاسی ایجاب می‌کرد که در هر رشته از علوم،‌ انقلاب بزرگ ظاهر شود و ملل اروپایی را از زیر سلطه فرهنگ و تمدن اسلامی که مدت چند قرن مردم آن قاره را مسخر خود کرده بود، رهایی بخشد. در چنین اوضاع و احوالی پاراسلس که اختلال دماغی‌اَش به دلیل الکلیسم مزمن از یک سو و مجاورت دائم با حرارت آتش کوره کارگاه کیمیاگری و تنفس بخارهای زهرآگین از سوی دیگر غلیان و طغیان یافته بود، با وقاحت در روز افتتاح کرسی استادی خود کتاب قانون ابن سینا را در آتش افکند و سوزاند و با غرور جنون آمیز فریاد کشید: «با کمال بی‌باکی به شما می‌گویم که موهای پشت گردن من، بیش از کلیه دانشمندان شما معلومات دارد. تکمه‌های کفش من از ابن سینا خرمندتر است و ریش من از آکادمی شما تجربه بیشتری دارد…» و سپس پزشکان حاضر در جلسه را مخاطب ساخت و با حدّت و حرارت افزود: «شما با پیروی از عقاید پزشکان پیشین چنین خیال می‌کنید که چیزی از پزشکی می‌دانید و حال آنکه ابداً چنین نیست. کلید اصلی پزشکی و به ویژه درمان شناسی قبل از هر چیز در کیمیاگری است. ای پزشکان که به خود عطر می‌زنید! دستکش‌های سفید را از دستانتان و حلقه‌های طلا را از انگشتان خود به درآرید. در آزمایشگاه و در میان ذغال‌ها غوطه‌ور شوید. شب و روز در آتش کار کنید. از این راه با مشاهده و تجربه، معلوماتی مفید و مثبت برای درمان بیماری‌ها پیدا خواهید کرد.» این عبارات که محکم ادا می‌شد حتی امروز هم برای هر شنونده‌ای جالب و کاملاً فریبنده است و هر کس را می‌تواند اغفال کند به ویژه در آن زمان که در کلیه کشورهای اروپا یک نوع هرج و مرج علمی کامل حکم فرما بود و هر کس هر مطلب تازه‌ای ابراز  می‌نمود که به نظر منطقی جلوه می‌کرد، خریدار فراوان می‌یافت. اروپا در آن زمان تازه از خواب قرون وسطائی بیدار شده و با تمام وجود در التهاب و تشنگی انقلاب و مخصوصاً انقلاب علمی می‌سوخت و تنها آرزویش شکستن بت شرق‌زدگی و رهایی از یوغ بندگی علمی مسلمانان بود و در چنین زمینه مستعدی اگر بانگ آزادی از حلقوم هر کس برمی‌خاست که نجات از وضع موجود آن زمان را نوید می‌داد، بی‌درنگ مانند آهنربایی قوی، جماعت کثیری را دور خود جمع می‌کرد. ولی از آنجا که همه کس را برای همیشه نمی‌توان فریب داد، بی‌اطلاعی پاراسلس از اصول و موازین پزشکی و زیانهایی که از راه درمان نادرست به بیماران وارد ساخت کار خودرا کرد و باعث شد که در مدتی کمتر از دو سال، دیگر نه کسی حاضر بود سخنان او را بشنود و نه بیماری وجود داشت که به او رجوع کند. درمانهای شیمیائی پاراسلس نه تنها نتیجه‌ای سودمند نداشت بلکه خطرات و تلفاتی هم در بر داشت. یکی از بیماران او به علت صدماتی که از این راه پیدا کرد شکایت نزد قاضی برد و قاضی به نفع او رأی داد و پاراسلس را محکوم کرد. پاراسلس از شدت خشم ناشی از حکم دادگاه نسبت به همه فحاشی کرد و شهر بال را ترک نمود و از آن پس زندگی او با آوارگی همراه شد و در هیچ شهری بیش از یک سال باقی نماند بنا بر گفته ادوارد براون، پاراسلس در یکی از آثار خود به نام پاراگرانوم به پزشکان سراسر عالم می‌گوید: «این شمائید که باید بر جای پای من قدم بردارید و این من نیستم که باید از شما پیروی کنم…. من سلطان پزشکی در جهان خواهم شد و در قلمرویی که من فرمانروای آن هستم شما همه کمر بسته به خدمت خواهید ایستاد. نام مرا به تمسخر یاد می‌کنید؟ شما را وامی‌دارم که ‍[…] بخورید!» تاریخ طب عرب، ادوارد براون

پی ‌یر روسو نیز در مورد پاراسلس می‌گوید: « وی دزدی حیله‌گر بود، تمام اروپا را گردش کرد و به تناسب موقعیت گاهی خود را طبیب و زمانی جادوگر و گاهی استاد نامید و عاقبت هم در شهر بال یک کرسی تدریس فیزیک و پزشکی به دست آورد.» تاریخ علوم، پی یر روسو

با این حال قیام پاراسلس به عنوان مخالفت با مکتب پزشکی ابن سینا اثری عمیق در اذهان از خود به جای گذاشت و عده‌ای زیاد از پزشکان اروپا در کشورهای مختلف روش او را دنبال کردند و به این ترتیب مکتب طبی ابن سینا که با جهان طبیعت سرو و کار داشت و از عوامل طبیعی برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌کرد رفته رفته در اروپا از میان رفت و طب شیمیایی و فرآورده‌های ساخت آزمایشگاه‌های شیمی، جانشین آن گردید. به عبارت دیگر،‌ صنعت جای طبیعت را گرفت و از همین نقطه بود که اساس علم طب را بیوشیمی تشکیل داد و از اینجا سلطه عجیب پاراسلس که از اوایل قرن شانزده [میلادی] تا امروز (متجاوز از پانصد سال) پزشکان غرب را تحت تأثیر خود قرار داده است به خوبی اشکار می‌گردد. دارو مسئله پزشکی قرن، سید جلال مصطفوی کاشانی، صص 25 ـ 23 و نیز بنگرید به: بررسی در طب سنتی ایران و مقایسه آن با طب کنونی جهان،‌ صص 49 ـ 1

.[18] حذف طب سنتی از زمان شاهان قاجار با برنامه ریزی و هدایت رجال غربی مرتبط با دربار و جاده صاف کنی روشنفکران غربزده و وابسته ای نظیر تقی زاده ها ـ که معتقد بود ایرانیان برای پیشرفت  باید از فرق سر تا نوک پا غربی شوند ـ آغاز شد.

.[19] طراحی نظام آموزش عالی کشور از ابتدای تأسیس دانشکده های پزشکی تا کنون، به گونه ای است که به داشجویان رشته های مختلف پزشکی یعنی متولّیان و مسئوولان آینده شبکه درمانی کشور هیچگونه مطلبی در رابطه با مبانی طب اسلامی ـ سنتی ارائه نمی‌گردد.

.[20] در حالیکه طب سنتی کشور چین جزءِ قانون اساسی آن کشور است، به این معنا که هیچ دولتی حق و توان حذف آن را ندارد.دولت چین نیز چندین سال پیش با تصویب مصوّبه ای، رسماً اعلام کرد: دولت، طب سنتی را با طب غربی در موقعیت برابر قرار می دهد. قابل ذکر است با وجود آزادی فعالیت پزشکان طب مدرن در چین، اکثریت مردم این کشور حدوداً یک میلیارد نفری، برای درمان به اطبای سنتی مراجعه میکنند.

.[21] در گذشته استحمام صحیح در حمام هایی که معماری و فضای قسمتهای چهار گانه آن متناظر و متناسب با مزاج چهار گانه انسانها بوده با آداب ویژه‌ای انجام می شد که در زمان حاضر به علت متروک شدن این گونه حمام ها اجرای این شیوه درمانی عملاً امکان پذیر نمی باشد. حمام های قدیم چهار قسمت تو در تو داشت که براساس چهار طبع مزاج بنا شده بود. قسمت اول : رختکن متناظربا مزاج سودا (سرد و خشک 9) ــ قسمت دوم : محل انجام حجامت واستعمال نوره، دارای حوض آب سرد متناظر با مزاج بلغم (سرد و تر) ــ قسمت سوم : محل غسل و شستشو دارای خزینه آب گرم و حوضچه هایی برای رفع چرکهای بدن متناظر با مزاج خون ( گرم و تر ) ــ قسمت چهارم : برای عرق کردن و گرم شدن و برخی معالجات پزشکی شبیه سونای امروزی متناظر با مزاج صفرا ( گرم و خشک). گوستاو لوبون مورخ معروف فرانسوی در کتاب تاریخ تمدن اسلام و عرب ص458 در مورد حمامهای قدیم مسلمانان می گوید: « بین حمام مشرق با حمام مغرب از نظر صِحّی و رفع خستگی فرق نمایانی موجود می باشد… واقعاً برای رفع خستگی و درآمدن از کسالت وسیله ای بهتر از این حمام نیست و کاش در شهرهای معظم  اروپا چنین حمامی وجود داشت.»

[22]. « روح و جسم با هم وحدت دارند، جسم ظلّ روح است، روح باطن جسم است، جسم ظاهر روح است، اینها با هم یکی هستند، جدائی از هم ندارند، انسان وحدت دارد، باید طبیب روحی و طبیب جسمی با هم وحدت داشته باشند.» سخنرانی امام خمینی رحمةالله علیه  در جمع پزشکان قم

.[23] با عنایت به اصل فوق صدور دستورالعملهای واحد برای افراد و مناطق مختلف در طب جدید، حرکتی غیر اصولی و غیر علمی است که در این مجال به موشکافی یکی از آنها می پردازیم :  توصیه عمومی به نوشیدن مقدار معینی آب (8 لیوان) در طول روز توسط هر فرد بالغ در هر نقطه جهان با توجه اینکه ؛  اولاً: افراد بلغمی مزاج (سرد و تر) به دلیل برودت و سردی طبع، نه تنها نیاز زیادی به آب ندارد بلکه آب زیاد میتواند ازعوامل بیماری اینگونه افراد باشد. برعکسِ افرادِ صفرای مزاج ( گرم و خشک)  كه به دلیل گرمای بیش از حد و خشکی بدن نیازمند نوشیدن آب فراوان در طول روز جهت جبران کم آبی ناشی از تعریق و تبخیر مایعت بدنشان می‌باشند. ثانیا ً: خود آب به دلیل طبع عموماً سرد و تَرَش، بایستی برای افراد با مراج و طبع سرد متناسب با درجه برودت و تری استفاده شود. ثالثا ً: در فصلهائی مثل فصل تابستان به علت تعریق زیاد و تبخیر آب بدن، نیاز بدن به آب بیشتر و در فصولی مثل فصل زمستان به علت تعریق کم و تبخیر بسیار ناچیز، نیاز بدن به آب بسیار کمتر می‌شود. رابعا ً: ساکنان مناطق گرمسیری مثل عربستان سعودی و ساکنان مناطق سرد سیری مثل سیبری مطابق تحلیل بالا بدنشان نیازهای متفاوتی به آب دارند؛ توصیه‌ای غیر علمی و بیماری زاست در حالیکه طبق اصول طب اسلامی ـ سنتی میزان مصرف روزانه آب برای هر فرد بالغ با توجه به چهاربند بالا از یک لیوان تا بعضاً چندین برابر مقدار توصیه عمومی قابل تغییر است.

 . [24]مضرات خوراکیهای مذ کور مخصوصاً روغنهای نباتی به قدری است که نهادهای بهداشتی بین المللی نیز به دنبال حذف آنها از برنامه غذایی کشورهای جهان هستند ولی به دلیل نداشتن جایگزین مناسبی که پاسخگوی مصرف جهانی باشد تاکنون در این باره توفیقی نداشته‌اند.

.[25] علی رغم اینکه روغن حیوانی یکی از پر خاصیت ترین  و بهترین روغن ها می باشد و در روایات و طب اسلامی ـ سنتی نیز تشویق به مصرف آن شده است، لیکن به علت دارا بودن ذخیره انرژی بسیار بالا، در زندگی کم تحرک شهری به استثنای مشاغل سنگینی مثل كارهای ساختمانی باعث ایجاد رسوب و در نتیجه بیماری در بدن می شود. مصرف آن برای شهر نشینانِ کم تحرک، در فصول بهار و تابستان ممنوع و در فصلهای پائیز و زمستان متناسب با فعالیت های بدنی بلا مانع است، به شرطی که افراد 40 سال به بالا از مصرف آن در شبهای پائیز و زمستان پر هیز نمایند.

.[26] با عنایت به اینکه بهای نوع خالص و مرغوب روغنهای ذکر شده تقریبا پنج برابر روغنهای نباتی و مایع است، خانوارهای طبقه متوسط، جهت اجرای این توصیه، با قناعت، صرفه جویی و حذف هزینه های غیر ضروری و تجملاتی، ما به التفاوت هزینه ناشی از جایگزینی را جبران نمایند. نکته قابل ذکر دیگر اینکه با حذف روغن های نباتی و مایع و متعاقب آن مهار بیماریهای قلبی، مغزی و عروقیِ مرتبط با مصرف آنها، در حقیقت خود را از صرف هزینه های سرسام آور بیمارستانی در آینده معاف کرده اید که همین امر نشانگر مقرون به صرفه بودن این جایگزینی است. از طرفی در پاره ای از کتب طب قدیم، مطالبی درباره طبخ غذاهای مقوّی و پر خاصیت، سالم و در عین حال ارزان قیمت وجود دارد که در طبخ آنها نیازی به هیچ یک از انواع روغنها نیست. ( به پاورقی شماره 5 رجوع شود.)

.[27] از آن رو که توصیه بهترین و مفیدترین مواد برای مغز، قلب و معده به طبع و مزاج افراد بستگی دارد از ذکر آنها خودداری می‌گردد. در عین حال که باید توجه داشت بهترین توصیه عمومی در رابطه با سه عضو مغز، قلب و معده که بر توصیه های غذائی و دارویی نیز اولویت دارد دوری از بحرانهای عصبی است. برای اطلاع از طبع و مزاج خویش به اطبای متبحر در مزاج شناسی مراجعه فرمائید. چون ممکن است فردی دارای مزاج مرکب باشد، به این معنا که در عضوی از اعضای او یک خلط، و در اعضای دیگر او اخلاط دیگری تجمع کرده باشند که تشخیص دقیق این مزاجهای مرکب فقط از عهده مزاج شناس متبحر بر می آید. یکی از علل مرکب شدن طبع و مزاج، به احتمال زیاد، مصرف بیش از حد غذاها و مواد خوراکی صنعتی و شیمیائی است، زیرا در دو دهه اخیر که این گونه مأکولات جایگاه ویژ ه ای در سبد غذائی خانوار یافته اند، شاهد سیر صعودی و فوق تصور آمار افراد دارای طبع و مزاج مرکب می باشیم.

.[28] قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم : « لحم البقر داء و لبنها دواء» « گوشت گاو درد و مرض و شیرش دوا و داروست.» بحار، ج 59، ص 313

.[29] بیش از 1200پزشک دارای مدرک دکتری در رشته های مختلف طب مدرن، تحت آموزشهای مؤسّسۀ تحقیقات حجامت ایران ( متولی قانونی طب اسلامی ـ سنتی ) در سراسر کشور، خدمات طب اسلامی ـ سنتی ارائه می دهند. در صورت تمایل، آدرس و شماره تماس این مراکز را از مؤسسه مذکور ابتیاع فرمائید. همچنین از این طریق می توانید از عضویت پزشکانی که ذیل عنوان این مؤسّسه فعالیت می کنند اطمینان حاصل فرمائید. لازم به ذکر است دربارۀ قریب به اتفاق پزشکان مذکور، عضویت در این مؤسّسه، به معنای تبحر در طب اسلامی ـ سنتی نیست، بلکه صرفاً به منزله تآیید دارا بودن مدرک دکترایِ دانشگاهی در شاخه های مختلف طب مدرن و حداقل اطلاعات مقدماتی در زمینه طب اسلامی ـ سنتی است و لا غیر.

1. شاید خواندن جملاتی از یکی از علمای فرزانه عامل به این سنت محمدی و نیز صاحب تألیفاتی در حوزه طب و طبابت ؛ در درک اهمیت بیشتر این سنت نبوی راه گشا باشد :

« حجامت، سنتی از سنن شریعت غرّای محمدی صلی‌الله علیه و آله و سلم است كه در اعمال آن تأكید بسیار شده است و روایات عدیده در ترغیب و تأكید بر آن صادر شده است.» - به نقل از كتاب: حجامت، طب اسلامی و زالو، سيد محمد طبری پور

« در مدینه فاضله ای که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل خواهند داد، ده رکن اساسی احیاء خواهد شد که بی شک یکی از آن ارکان، حجامت می باشد.» ـ آیةالله حسن زاده آملی

 

 

 

.[31] وسائل الشیعه، ج  27، ص 43 / کافی،  ج 1، ص 399/ بحارالانوار، ج  2، ص 92 / بصائر الدرجات، ص 30

.[32] وسائل الشیعه، ج  27، ص 75 / بصائر الدرجات، ص 531 / الحق المبین، ص 5 ( به جای کل ما، کل علم است)

.[33] وسائل الشیعه، ج  27، ص 19 / تحف العقول، ص 387 / الاحتجاج، ج  2، ص 69 / بصائرالدرجات، ص 29

.[34] تشخیص توالی فاسد اعتقادی استدلال، بر عهده خواننده محترم.

1. «به یافته ها اکتفا نکنید بارها این را تأکید می کنیم که تحقیق ما، علم ما، بایستی بتواند یک بخشی از خلأ های اداره کشور و زندگی بهینه ملت را پر کند. یعنی دانش، تحقیق، باید کاربردی باشد.» مقام معظم رهبری

[36]. کشف داروی گیاهی ایدز و پماد ترمیم زخمهای بیماران دیابتی با پایه گیاهی برای اولین بار در جهان، توسط پژوهشگران ایرانی از مظاهر این سربلندی است.

.[37] اروپا

.[38] حیوان سربریده

.[39] بی دینی

4. حمله وهجوم و در عربی یعنی شیپور