![]() |
![]() |
|
منافقان در نهج البلاغه
مخالفت اصلى منافقان، با حاكم اسلامى است و اولين جريان نفاق بعد از پيامبر، بلافاصله پس از رحلت ايشان و در سقيفه شكل گرفت. سخن پيامبر را به فراموشى سپردند و 25 سال حضرت على را خانه نشين كردند. و بعد از 25 سال باز به سراغ حضرت آمدند و با اصرار با او بيعت كردند ولى اندكى نگذشت كه سر ناسازگارى گذاشتند، عدالت على(ع) بر آنها سخت آمد و به بهانههاى واهى و براى رسيدن عدهاى به خلافت در طول 5 سال، سه جنگ را بر آن حضرت تحميل كردند و عجيب آنكه در هر سه جنگ، مسلمانان با يكديگر رودررو شدند. با نگاهى به كتاب گرانقدر نهجالبلاغه، وضعيت نفاق و خون دل خوردن مولاى متقيان از منافقان بدانديش و ساده دلان كجانديش روشنتر ميشود .
پينوشتها :
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 14:4 توسط |
|
نقشهی 25 گنج بزرگ دنیا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 13:43 توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 13:35 توسط |
|
|
تحريفات معنوي به مراتب خطرناكتر از تحريفات لفظي است
استاد مصطفي دلشاد تهراني در دومين شب از سلسله نشستهاي مجمع ديني احياي فضيلت كه به مناسبت ايام محرم در دبيرستان زهره تهراني برگزار ميشد، طي سخناني با موضوع «تحريفشناسي كربلا و عاشورا» تصريح كرد:« از مهمترين مسايلي كه بايد به آن توجه كرد، منقولات واقعهي كربلا است و تا زماني كه تكليف منقولات را روشن نكنيم حركات بعدي ما در زمينهي شناخت اين واقعه ابتر است و احتمال دارد كه از بيخ و بن خراب باشد. نميتوان در مورد حادثهاي تحليل داد؛ درحالي كه نفهميد كجاي آن صحيح است و كجاي آن غلط.» وي با بيان اينكه در تحريفشناسي بايد به دو موضوع مفهومشناسي و مصداقشناسي توجه شود، افزود:« دو راه به عنوان راههاي مشهور در زمينهي مصداقشناسي تحريف كربلا وجود دارد؛ اول آنكه يك بار ابتدا تا انتهاي ماجرا را با مقدمات و موخرات دنبال كنيم. يعني اين حادثه را از نيمهي رجب سال 60 هجري تا نيمهي صفر سال 61 و سخنراني نيمه تمام امام سجاد (ع) را مورد بررسي قرار دهيم و قدم به قدم مسايل تاريخي را نقد كنيم.» اين مدرس دانشگاه ادامه داد:« حجم اطلاعات تاريخي ما در اين زمينه به مقاتل اوليهاي برميگردد مانند مقتل ابي مخنف در تاريخ طبري، كتابي كه به قطر يك سانتيمتر است اما به قرن 13 كه ميرسيم بزرگاني مانند ملا آقا دربندي كتابي به نام اسرالشهادت در سه جلد مينويسد كه هركدام 800 صفحه دارد. چگونه ممكن است چنين اتفاقي بيافتد؟ لذا بايد اين مساله مورد بررسي قرار گيرد.» دلشاد تهراني، راه دوم مصداقشناسي در بحث تحريف را نمودارسازي و تحقيق از برشهايي از واقعهي كربلا عنوان كرد و گفت:« در بحث مفهومشناسي تحريف، ابتدا بايد معناي تحريف را بررسي كنيم. يكي از معاني تحريف، زير و رو كردن است كه مقصود از تحريف در تاريخ كربلا همين معناست. يكي از تقسيمبنديهاي اعتباري تحريف، ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 10:29 توسط |
|
|
نوشتهاي مهم از عضو شوراي عالي مجمع:ايران، پس از رهبري آيتالله خامنهاي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 10:9 توسط |
|
|
ختم قرآن در روز جمعه 13 دي ماه به نيت آزادسازي غزه
امام حسین (ع) فرموده اند :" هرکس صدای فریاد مظلومی را بشنود و به داد او نرسد مسلمان نیست."
ختم قرآن در روز جمعه 13 دي ماه به نيت آزادسازي غزه، هر فرد يك حزب به همراه ترجمه فارسي. برای ثبت نام در این دوره ختم قرآن به سایت http://www.MonadieRahmat.com مراجعه فرمائید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 14:49 توسط |
|
|
نحوه به شهادت رسیدن حضرت علی اصغر(ع) در تاریخ به گونه ای وارونه به دست مارسیده ولی این مقاله بر آن شده تا صحیح آن را بهتر نمایش دهد البته این عبارات برای مداحان روز عاشورا خیلی بهتر و خواندنی تر است چون روضه هایی که الان خوانده میشود توسط این عزیزان با تاریخ و منقولات تاریخ متناسب نیست.
نقد و بررسی مقتل حضرت علی اصغر (علیه السلام) در کتاب شریف نفسالمهموم مؤلف: علی ملاکاظمی مقدمه همانطور که میدانیم جریان شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و اصحاب آن حضرت جریانی است که شاید کمتر از یک نیمروز اتفاق افتاده باشد، ولیکن تاکنون دربارۀ آن سخنان بسیاری گفته شده است که بسیاری از آنها در واقعیت ریشه ندارد؛ برخی با عقل سلیم تشخیص داده میشود و برخی نیاز به تأمل و تحقیق دارد. از قرن دوم به این طرف نیز کار مقتلنویسی به انحای گوناگون در میان مسلمانان رایج گشته است و متأسفانه قدیمیترین نسخۀ مقتل، که از ابیمخنف ازدی است و او با یک واسطه جریان را نقل میکند، اکنون در دسترس ما نیست و تنها راه دسترسی به آن تاریخ طبری است. علاوه بر ابیمخنف کسانی چون هشام بن محمد کلبی و دیگر شاگردان ابیمخنف نیز به این کار دست یازیدند و تا قرون حاضر نیز این کار پیش رفته است، اما نکتۀ جالب توجه این است که بسیاری از این کتب در برخی موارد اختلافات واضح و روشنی دارند و امر را گاهی بر ما مشتبه میکنند. در کارهایی که در قرون متأخر در این زمینه صورت گرفته تنها اقوال منابع متقدم جمعآوری شده است و یک مقتل جامع که محل آرای مختلف از منابع مختلف است با عنوان نفس المهموم ارائه ارائه شده است، اما تاکنون اثری که مواردی را که در تاریخ عاشورا بسیار مورد تحریف لفظی قرار گرفته استخراج کرده و به گونهای تاریخی ـ روایی مشکل اختلاف آرای را حل کرده و قولِ به واقع نزدیکتر را از دل تاریخ بیرون آورده باشد انجام شده است. در باب تحریفات لفظی نیز باید گفت که برخی تحریفات لفظی هست، که شاید زیاد اهمیت نداشته باشد و ضربهای جدی به نهضت عاشورا نزد؛ مانند اینکه مادر حضرت علیاکبر در کربلا بوده است یا خیر؟ اما برخی تحریفات میتواند یک قول جریان نهضت حسینی را خدشهدار کند؛ به ویژه اگر بسیار بد نیز بیان شود؛ مانند اینکه در باب شهادت علیاصغر حضرت طفل را بر روی دستان مقابل لشکر بلند کرد و فرمود: «تو را به خدا به این طفل آب دهید.» و امثال اینها. در این مقاله قصد ما این است که علاوه بر افکندن نگاهی موشکافانه بر نظرات و آرای شیخ عباس قمی (رحمة اللـه علیه) و بیان نکات لازم بتوانیم این مسئله را که بر روی مقاتل نیز میتوان کاری علمی انجام داد و بساط تحریفات لفظی را، که نشأتگرفته از همین اختلاف اقوال است، جمع کرد اثبات کنیم. به عنوان نمونه جریان حضرت علیاصغر را انتخاب کردیم و پس از نقد و بررسی کلام شیخ عباس (رحمة اللـه علیه) در این کتاب و در این باب کاری را که ایشان این انجام نداده است انجام دادیم. در این مقاله همچنین برخی فرضیهها اثبات شده است؛ به عنوان مثال این فرضیه که «علت اینکه برخی منابع ذکری از این طفل و شهادت او به میان نیاوردهاند وجود نداشتن این طفل نیست، بلکه این امر مربوط به نحوه نگارش آن منبع و روش نویسندۀ آن است». نتیجهای که در پایان مقاله ذکر شده است نیز بر بررسی اقوال کلیۀ منابعی که ذکر شده مبتنی است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 11:37 توسط |
|
|
كوچه آيتالله خامنهاي نام كوچهاي در مشهد است كه از يك سو به خيابان آخوند خراساني منتهي ميشود و از ديگر سو به خسروي نو يا شهيد اندرزگو ميرسد، اين كوچه كه در چند متري حرم امام رضا (ع) قرار دارد، كوچهاي است كه به واسطهي آنكه خانه پدري رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارد ايشان روزهاي كودكي و جواني خويش را در آنجا سپري كردهاند.
در آستانه 15 تير ماه و بيست و دومين سالگرد درگذشت آيتالله سيد جواد خامنهاي پدر مقام معظم رهبري به سراغ اين محله رفته ايم . به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمي سيد علي خامنهاي، رهبر انقلاب در بيان نخستين خاطرههاي زندگي خود از وضع و حال زندگي خانوادهشان چنين ميگويند: "پدرم روحاني معروفي بود،اما خيلي پارسا و گوشهگير . . . زندگي ما به سختي ميگذشت. من يادم هست شبهايي اتفاق ميافتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براي ما شام تهيه ميكرد و . . و آن شام هم نان و كشمش بود." خانهاي را كه خانواده آقا سيد جواد در آن زندگي ميكردند، رهبر انقلاب چنين توصيه ميكنند: "منزل پدري من كه در آن متولد شدهام – تا چهار، پنج سالگي من – يك خانه 60 – 70 متري در محله فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفهاي! هنگامي كه براي پدرم ميهمان ميآمد (و معمولا پدر بنا بر اين كه روحاني و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين ميرفتيم تا مهمان برود. بعد عدهاي كه به پدر ارادتي داشتند، زمين كوچكي را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراي سه اتاق شديم. كسبه محل مطمئنترين افرادي هستند كه به سراغشان رفتيم .صفايي كه بيشتر از 70 سال سن دارد و چندين سال در اين محل آرايشگر است، مي گويد :"از همان ابتدا با آيت الله سيد جواد خامنهاي همسايه بوديم، زياد ارتباط نداشتيم، اما ايشان بسيار مشهور بودند ." آقا سيد جواد اصالتا تبريزي بودند و 6 فرزند داشتند. صفايي با بيان اين مطلب آنان را يكي يكي نام ميبرد و فقط اسم يكي از دخترهاي آقا سيد جواد را به خاطر نمي آورد و گفت :"سيد محمد ،سيد علي ،سيد هادي سيد حسن و..." رهبر معظم انقلاب در خاطرهاي از پدر بزرگوارشان كه پايگاه اطلاعرساني حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمي سيد علي خامنهاي آن را منتشر كرده است ميگويند ". . . از جمله خصوصياتي كه هم مرحوم والد و هم مرحوم مادر ما داشتند و واقعا از چيزهاي عجيب بود و هر وقت فكر ميكنم، در كمتر كسي نظير اين را ميبينم، بيرغبتي آنها به افزايش زخارف دنيايي بود، همهي ما واقعا بايد اين خصوصيت را تمرين كنيم. مرحوم شهيد قاضي طباطبايي، امام جمعهي تبريز، سال 51 اين جا آمده بود؛ رو كرد به ما و گفت: من چهل سال قبل با پدرم از تبريز به مشهد آمدم و براي ديدن آقا سري به ايشان زديم. آقا در چهل سال پيش همان جايي نشسته بود كه الان نشسته، و من همان جايي نشستهام كه پدرم نشسته بود، و اين اتاق و اين خانه كمترين تغييري نكرده است. يك نسل عوض شده بود، اما ايشان مثل همان چهل سال پيش بود. وقتي اخوي – حسن آقا – ميخواست داماد شود، چون جايي نداشتيم، آن اتاق را خراب كردند و از آن، دو اتاق كوچكتر ساختند. زيرزمين پايين يك در داشت. در آنجا حمامي درست كردند و خانه شد حمامدار. البته آن موقع، ديگر ماها نبوديم. آن وقت جاي ميهمانها در اتاق بزرگ بود." محمود رخبان يكي ديگر از كسبه كوچه خامنهاي است، او كه سالهاست در اين محله اتوشويي دارد ميگويد: آيتالله آقا سيد جواد مرد بسيار خوبي بودند و در بين فرزندانش آقا سيد علي از همه نمونهتر بودند؛ در زمان انقلاب كه سربازها از سربازخانهها فرار ميكردند پيش آقا سيد علي خامنهاي ميآمدند و سراغ خانه ايشان را ميگرفتند، يك شب سربازهاي شاه به كوچه ريختند و كوچه پدر ايشان را محاصره كردند. وي ميگويد: بعد از فوت همسر آيتالله سيد جواد خامنهاي چون كسي نبود خانه كنار منزل ايشان را خريدند و حسينيه ساختند. ميگويد: ارتباطمان بيشتر به خاطر اين بود كه سيد حسن مشتري ما بود. سيد رضا رويايي يكي ديگر از كسبه قديمي محله است و خياطي دارد و 55 سال است در اينجا كاسبي ميكند، ميگويد: آيتالله سيد جواد خامنهاي امام جماعت مسجد صديقيها بودند. او ميگويد: آقا سيد جواد مرد خوبي بودند، به كسي كار نداشت و شبها بعد از نماز به مجالس روضه ميرفت و ساعت 9 به همراه 3 فرزندش برميگشت. او ادامه ميدهد: آقا سيد جواد مشتري خياطي ما بود و پدرم براي ايشان عبا و قبا ميدوخت. وقتي نظر معاون فرهنگي شهرداري مشهد درباره منزل پدري مقام معظم رهبري را ميپرسم، ميگويد: هماكنون منزل ايشان حسينيه است و به نام آيتالله سيد جواد خامنهاي ميباشد. سيد جواد سادات ميافزايد: منزل مرحوم آيتالله سيد جواد خامنهاي به عنوان حسينيه استفاده ميشود و قرار است به عنوان ميراث فرهنگي حفظ شود. خانهاي كه ميزبان روزهاي كودكي و جواني مقام معظم رهبري بوده حالا حسينيه شده است يا بهتر بگوييم حسينيه بوده است. به نقل از http://payedars.blogfa.com/post-50.aspx این هم فیلم خاطره بعد از ترور آقای خامنه ای http://www.basirat.ir/newsimage/99484.wmv
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:6 توسط |
|
|
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم . در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود . در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند . در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن . در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد بلكه چيزي است كه خود مي سازد . در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبختی در زيستن است ، در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند. در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب . در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد .در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد . در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است . در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود . در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:3 توسط |
|
|
به بهانه ولادت امیرمؤمنان علی ع میرویم سراغ دکتر مصطفی دلشاد تهرانی مدیر گروه نهجالبلاغه دانشکده علوم و حدیث شهر ری. از علی ع می گوییم و با تکیه بر 35 سال فعالیت استاد دلشاد، در حوزه نهجالبلاغه میپرسيم:
یکی از ویژگیهای نهج البلاغه همین است که جاهای زیادی آدم را گیر میاندازد. من خیلی وقتها در این اقیانوس گرفتار شدهام. به عنوان مثال در خطبه اول می گوید: «خدا با همه موجودات هست، اما با آنها یکی نیست. خدا غیر از همه موجودات هست، اما جدای از آنها نیست.» این جمله 30 سال است که مرا گرفتار کرده.
بله بارها. خصوصاً زمان نوشتن کتابهایم درباره ایشان، گاهی آن قدر احساساتی میشدم که کار متوقف میشد و یا گاهی چنان دچار حیرت میشدم که دیگر قادر به ادامه نبودم، احساس میکردم انگار دارم دیوانه میشوم و فقط خودش بود که کمکم میکرد و من دوباره میتوانستم جلو بروم.
زیباترین شعری که درباره حضرت علی ع شنیدهاید چیست؟
مشخص است که مولانا علی ع را درک کرده و با این توصیف آدم را به جنون میکشاند. مطمئناً اول به فاطمه بنت اسد مادر ایشان و بعد هم به ابوطالبِ بزرگ و قدرناشناخته، با آن شعرهای فوقالعاده و گمنامش، بعد هم حتماً به استاد شهید مطهری که مرا با این افق آشنا کردند، تبریک میگویم.
بخشش علی ع : سپید عدالت علی ع : سبز شجاعت و دلاوری علی ع : آبی تلاش و کار علی ع : زرد براق عبادت علی ع : سپید چاه و علی ع : خاکستری مسجد و علی ع : سبز کعبه و علی ع : سپید اگر فرصتی پیش بیاید که بخواهید چند جمله به حضرت بگویید یا چیزی از ایشان بخواهید، چه میگویید؟ چه قدر سخت... شهیدثانی میگوید: «شیعه کسی است که از علی ع پیروی کند.» دلم میخواهد ایشان دستم را بگیرد تا گم نشوم و او را دنبال کنم.
در دنیای حاضر علی ع در شعار و سخن جا دارد. ما دم از عشق و محبت به ایشان میزنیم و به راستی ارادت داریم. اما این بسیار کم و ناکافی است. امیرالمؤمنین ع باید ترازوی فکر و عمل ما باشد. یعنی ما زندگی و رفتار و افکارمان را با ایشان تنظیم کنیم و محک بزنیم. ملای روم در مثنوی امیر مومنان ع را این گونه خطاب میکند: تو ترازوی احد خو بودهای / بل زبانی هر ترازو بودهای. در واقع جای سنجش با این شاهین ترازو بسیار خالیست. بهترین دلیل ارزش این میزان هم همین بس که علی ع برترین تربیت شده پیامبرص است.
به رویکردهای تاریخی و فضایل حضرت علی زیاد پرداخته شده. اما به رویکردهای اندیشه و نوع نگاه ایشان و همچنین رفتارشناسی حضرت زیاد توجه نشده که اتفاقاً ناگفتههاییاست که زیباییهای فراوانی هم دارد. فکر میکنم با مثال بتوانم منظورم را برسانم: حضرت علیع جنگ ناخواستهای داشت به نام جنگ جمل. خیلی تلاش کرد این جنگ صورت نگیرد؛ اما نهایتاً ناچار شد که به جنگ پیمان شکنانی که بصره را اشغال کرده بودند و کشتار فراوان انجام داده بودند تن بدهد. وقتی جنگ تمام شد حضرت در نهایت حیرت همه، بالای سر کشتگان دشمن رفت و گریه کرد. نه این که بگویم خوشحالی نکرد. ایشان خیلی گریه کرد که این چه بلایی بود که شما بر سر خود آوردهاید. در طول تاریخ هیچ مثالی نداریم که فاتح میدان بعد از پیروزی خود شادی نکند و غمگین باشد. در بعضی از خبرهای تاریخی آمده که ایشان در این لحظه فرمودهاند ای کاش من سالها پیش مرده بودم و این صحنه را نمیدیدم. بعد رفت بالای سر طلحه که رفتارهای بد او در تاریخ ثبت شده است و گفت: ابو محمد طلحه در این شهر غریب افتاده است. بعد بر کشتگان دشمن نماز خواند و آنها را با احترام دفن کرد. و در انتها امالمؤمنین عایشه را، که این فتنه را رهبری کرده بود، با احترام به منزل یکی از بزرگان بصره فرستاد و اجازه نداد هیچ گونه بی احترامی نسبت به او صورت گیرد. قصه دیگری داریم مبنی بر این که هنگام جنگ صفین دو تن از یاران خوب امام شروع کردند به معاویه و سپاهش دشنام دادن. امیر مؤمنان شنید. خیلی ناراحت شد و آنها را خواست. فرمود: من بیزارم که شما دشنامگو باشید. آنها با تعجب پرسیدند: آیا معاویه و شامیان بر باطل نیستند؟ حضرت فرمودند: بله، اما فحش منطق ندارد. آنها گفتند: ما چه کار کنیم؟ ایشان گفتند: دعا کنید. بگویید: «خدایا خون ما و خون آنها را حفظ کن. ما خون ریز و جنگ طلب نیستیم. خدایا میان ما و آنها را اصلاح کن.» ما نیاز داریم امروز اینها را بدانیم و در زندگی تمرین کنیم و روی آن سرمایه گذاری کنیم.
زیباترین جملهای که من از ایشان خواندهام این است: «ارزش و قیمت هر انسان به آن چیزیست که خوب میداند.» همیشه به آن فکر میکنم و دغدغهام است. همچنین حضرت میفرماید: «حمد و سپاس خدای را که جلوه کرده برای خلقش به وسیله خلقش.» و این یعنی اعلام و یادآوری حضور خدا در همه جا به زیباترین شکل. در جای دیگری هم ایشان میگویند: «در جنگ، حق شمشیرها را ادا کنید.» یعنی هر کاری را به بهترین نحو انجام دهید. و این بهترین الگوی عمل برای نوجوانان است.
برای پذیرفتن عدالت علی ع نیاز به تربیت و بصیرت ویژهای داریم و چون غالباً چنین ویژگیهای نابی در انسانها کمیاب است، در نتیجه زیر ساخت لازم برای تاب آوردن در مقابل عدالت علی ع وجود ندارد. در عدالت علی عبه مورچه هم ستم نمی شود.
فرد زیرکی از امیرمؤمنان پرسید: عدالت بالاتر است یا بخشش. حضرت فرمودند:«عدالت هر چیزی را در جای خودش قرار میدهد. اما بخشش آن را از جایگاهش خارج میکند. عدالت، تدبیر کنندهای عمومی و فراگیر است و بخشش، خاص و ویژه است.» اگر در جامعهای عدالت باشد دیگر نیازی به بخشش نیست. بخشش در جامعه نشان دهنده بیماری در جامعه است، نه سلامت. درست است که بخشش از نظر فردی امر با ارزشی است و کمال است. اما از نظر اجتماعی ننگ است. هرچه بخشش بیشتر شود نشان دهنده بیماری بیشتری است. حضرت علی ع میفرماید: جامعه را نمیتوان با بخشش اداره کرد. و اگر عدالت درست محقق شود نیازی به این امور نیست.
خیلی جزئی وارد بحث نمیشوم که مفصل است؛ اما به طور کلی درباره زندگی و تاریخ و احادیث حضرت علی ع جعلهاي بسیار زیادی وجود دارد. و قرار نیست چیزهایی را که میشنویم تحقیق نکرده و سند نیافته بپذیریم. پس شنیدن و پذیرفتن باید بر اساس منابع مطمئن باشد.
به نظرم برای شناخت علیع قبل از هرچیز کتاب «علی از زبان علی ع» نوشته دکتر شهیدی مناسب است. بعد خوب است با خود نهج البلاغه آشنا شوند. سپس وارد نهج البلاغه شوند. هنگام مطالعه نهج البلاغه هم از انتها به ابتدا آمدن بهتر است. یعنی اول حکمتها، بعد نامهها و بعد خطبهها. ضمن اینکه موضوعی وارد نهج البلاغه شدن هم کار خوبی است که کتابهای زیادی در این مورد وجود دارد. به نقل از همشهری آنلاین |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 13:57 توسط |
|
|
گفته میشود حسابهای بانکی حضرت آیت الله العظمی بهجت دامت برکاته مسدود شده است و شایعاتی درخصوص خالی کردن حسابهای بانکی معظم له مطرح است ؛ نظر شما در این رابطه چیست ؟
پاسخ : به نقل از سایت اطلاع رسانی آیةالله بهجت |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 13:8 توسط |
|
|
1756. آيا معيار حرمت موسيقى فقط مطرب و لهوى بودن آن است يا اين كه ميزان تحريك و تهييج آن هم تأثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حكمى دارد؟ ج. مطرب بودن قيدى است كه در غنا مطرح است نه در موسيقى و اصل اطراب شأنى، معيار حرمت است و نيز هر تحريك و تهييجى كه سبب فرح يا حزن شود اما در موسيقى تلهّى (نواختن موسيقى لهوى) با آلات معدّهى (دستگاهها و ابزار ويژهى موسيقى) مطلقا جايز نيست، بلكه استعمال آنها در غير لهو هم بنابر احتياط واجب جايز نيست. 1757. 1) كدام موسيقى حرام است و آيا گوش دادن به آن براى رفع خستگى ناشى از كار يا افسردگى و مانند آن اشكال دارد؟ ج. آنچه مطرب است، از حيث غناى حرام است و از حيث لهو با آلات موسيقى، پس مطلقا حرام است و اگر استعمال آنها در غير لهو باشد، بنابر احتياط جايز نيست. 2) رقص و آواز در مجالس عروسى كه زنها و مردها جدا باشند، آيا اشكال دارد؟ ج. رقص خلاف احتياط است، آواز هم به غنا و غير غنا منقسم مىشود كه در صورت غنايى بودن حرام مىباشد. ملاك حلّيت موسيقى 1758. مبانى فقهى حرمت موسيقى و معيار تعيين مصداق موسيقى مطرب چيست؟ ج. ملاك حرمت اطراب شأنى است كه معمولاً در زدن با آلات و ابزارهاى آن مطرب شأنى مىشود و علامت آن غلبهى مقرونيّت آنها با محرّمات ديگر است. مجالس لهو و لعب 1759. منظور از مجالس لهو و لعب چه مىباشد؟ ج. مجالس لهو و لعب، مجالسى است كه مناسبت با مجالس اهل فسق و گناه دارد. تفاوت موسيقى و ترانه سنتى و غير سنتى 1760. آيا فرقى بين موسيقى سنّتى و غيرسنّتى، ترانه به زبان محلى و يا زبانهاى ديگر و استفاده از نوار ضبط شده آن وجود دارد؟ خريد و فروش اين گونه نوارها چگونه است؟ ج. در حرمت موسيقى تفاوتى بين سنتى و غيرسنتى آن وجود ندارد و در صورت حرمت اصل موسيقى، خريد و فروش نوارهاى آن نيز حرام است. آثار روحى موسيقى 1761. گوش كردن موسقى باعث چه تحولاتى در روح انسان مىشود؟ آيا حكم موسيقى تابع اين امور است؟ ج. گوش دادن موسيقى آثار منفى فراوانى در روح انسان دارد، ولى حكم شرعى آن داير مدار آن آثار نيست. رابطه علم موسيقى با حكم فقهى آن 1762. هنر موسيقى، مبتنى بر اصول و قواعد علمى و تاريخى است، چرا افراد ديندار آشنا با موسيقى، مرجع تشخيص حكم آن قرار نگيرند؟ ج. مرجع تشخيص حكم در تمام احكام شرعى، مرجع تقليد جامع شرايط است كه بر فهم و استنباط نظر شارع قدرت دارد و در تشخيص موضوعات، به متخصصين و خبرهى آن مراجعه مىشود. موسيقى درمانى 1763. آيا موسيقى درمانى جايز است؟ ج. استفاده موسيقى براى درمان نيز همانند موارد ديگر آن جايز نيست. استفاده از موسيقى براى اغراض علمى و... 1764. آيا استفاده و آموزش موسيقى در مواردى مثل هنر و طبابت و افزايش شير دام و رشد گياه و... ، جايز است؟ ج. موارد استفاده از موسيقى موجب تغيير حكم شرعى آن نمىشود. استماع، ساخت، فروش، تعليم و تعلّم موسيقى مطرب و آلاتش 1765. گوش دادن به آهنگها، ساخت، فروش، تعليم و تعلّم موسيقى و آلاتش چه حكمى دارد؟ ج. ظاهرا همهى اينها جايز نيست. شنيدن موسيقى در خانواده 1766. در خانوادهاى كه يك يا چند نفر از اعضاى آن موسيقى گوش مىكنند و بقيه با اجبار و قهرا صداى موسيقى به گوش آنها مىخورد و امر به معروف و نهىازمنكر آنها فايدهاى ندارد، چه حكمى دارد و گناه گوش كردن اين نوارها بالاخص در ماه محرم و صفر و رمضان به عهده كيست؟ ج. به گوش خوردن موسيقى، همانند شنيدن آن حرام نيست و گناه عمل حرام اعم از شنيدن موسيقى و... در ماههاى حرام مضاعف است. موسيقى و ياد خدا 1767. اگر شنيدن موسيقى و يا غنا انسان را به ياد خداوند متوجه كند، آيا شنيدن آن مانعى دارد؟ ج. انسان با عملى كه مورد رضاى خداوند نيست، نمىتواند به ياد خداوند باشد و چنين امورى نمىتواند موجب تغيير حكم شرعى موسيقى و غنا باشد. ملاك جواز و عدم جواز نوارهاى ترانه و موسيقى 1768. آيا داشتن مجوز از وزارت ارشاد دليل بر مجاز بودن صداى خواننده يا ترانهى او مىباشد؟ ج. مجوّز آن وزارتخانه، نمىتواند مجوّز شرعى براى نوارهاى موسيقى و ترانه باشد. شنيدن موسيقىهاى صدا و سيما 1769. شنيدن موسيقىهايى كه از صدا و سيما پخش مىشود چه صورت دارد؟ ج. فرقى با موارد ديگر نمىكند و به طور كلّى شنيدن موسيقى مطرب حرام است و در فرض مذكور به هر نحو ممكن بايد از شنيدن آن اجتناب نمود. تجليل از نوازندگان در رسانه عمومى 1770. تشويق و تجليل از بعضى نوازندگان و حرفه آنها در بعضى روزنامهها و مجالس و رسانههاى خبرى ديگر و شركت در اين برنامهها و تشويق آنها چه حكمى دارد؟ ج. چون نواختن و شنيدن موسيقى مطرب حرام است، كليّه امورى كه به عنوان مقدمه يا ترويج آن محسوب مىشود نيز حرام است. ديدن فيلم با آهنگ 1771. آيا كارتونهاى خارجى كه آهنگهاى شاد دارند، حرام است؟ ج. اگر مطرب باشند، شنيدن موسيقى آن حرام است و در اين صورت ديدن فيلم، بدون آهنگ از اين جهت اشكالى ندارد. شنيدن موسيقى بدون حالت طرب 1772. شنيدن نوارهاى ترانه خواننده زن و مرد و نواختن ارگ يا آهنگهاى راديو و تلويزيون، اگر به خود گوش دهنده آن حالت طرب دست ندهد، چه حكمى دارد؟ ج. چون ميزان در مطرب بودن اطراب شأنى است نه فعلى؛ بنابراين در فرض سؤال نيز شنيدن آنها حرام است. نى زدن 1773. نى زدن اگر موجب فساد نباشد، چه حكمى دارد؟ ج. نى از آلات مخصوص موسيقى است و اشكال دارد. موسيقى حلال 1774. آيا موسيقى حلال نيز وجود دارد، موسيقى آرام چه وجهى دارد؟ ج. اگر با آلات و ابزار لهو باشد، صورت حلال ندارد. شنيدن آهنگهاى شاد براى شادابى روحى 1775. براى رفع خستگى روح و جانم آهنگهاى شاد گوش مىكنم، زيرا خدا آزار رساندن به روح توسط خود انسان را محكوم مىكند، پس گمان نمىكنم رفع خستگى روح با آهنگ اشكالى داشته باشد؟ ج. موسيقى بزرگترين و بيشترين آسيب را به روح انسان وارد مىسازد و او را از قرب پروردگار متعال دور مىسازد، بنابراين شما كه نگران روح خود هستيد، بايد از شنيدن موسيقى حرام خوددارى نماييد. عدم تأثير نوارهاى مبتذل 1776. برخى مىگويند نوارهاى ترانه روى ما تأثير منفى ندارند، آنها را چگونه ارشاد كنيم؟ ج. ملاك حرمت تأثير فعلى نمىباشد، بنابراين در اين صورت نيز آنها نبايد موسيقى گوش كنند. شنيدن ترانهى غمگين 1777. آيا شنيدن ترانهى غمگين جايز است؟ ج. تفاوتى با انواع ديگر موسيقى ندارد و غمگين بودن سبب حليّت نمىشود. شنيدن ترانهى ديگرى 1778. گوش دادن به صداى كسى كه ترانهاى را زمزمه مىكند، چه حكمى دارد؟ ج. اگر ترانه را به آن سبك بخواند، به صورتى كه به حالت غنا برسد، حرام است. شنيدن اجبارى موسيقى مبتذل 1779. انسان اگر به اجبار به موسيقى مبتذل گوش كند، چه حكمى دارد؟ ج. اختيارا خودش نبايد گوش دهد و حكم به گوش خوردن موسيقى (سماع) با شنيدن آن (استماع) فرق مىكند. شنيدن موسيقى در وسايل نقليه عمومى 1780. در صورتى كه در شرايط زمانى يا مكانى خاص، سوار اتومبيل عمومى باشيم كه چارهاى جز شنيدن ترانه و موسيقى نباشد، تكليف چيست؟ ج. خود انسان اختيارا نبايد گوش دهد، پس مىتواند به گونهاى خود را مشغول ذكر و يا امور ديگر نمايد كه شنوندهى موسيقى نباشد، هر چند صداى آن به گوش وى بخورد. پخش آهنگ در مسجد و حسينيه 1781. حكم پخش كردن آهنگهاى مذهبى در مساجد و حسينيهها چه مىباشد؟ ج. انجام امورى كه موجب هتك حرمت مسجد مىشود، حرام است و گناه آن مضاعف است. حكم دايره زدن 1782. آيا دايره زدن حلال است؟ ج. دايره نيز از آلات و وسايل طرب مىباشد و استعمال آن حرام است. شكستن وسايل موسيقى 1783. حكم وسايل طرب و استفاده و خريد و فروش و ساختن و تعليم و تعلم آنها از قبيل تار، سه تار، سنتور، تنبور، قانون، قيچك، كمانچه، نى، تنبك، دف، پيانو، ويولون، ويلا، كلارينت، فلوت، هورن، ترومپت، و سازهاى كوبهاى، چه صورتى دارد و خانهها و مؤسسات و اشتغال و درآمد از اين راه چه حكمى دارد؟ شكستن آنها ضمانآور است يا خير؟ ج. چون وسايل ذكر شده، ابزار و آلات ويژه لهو مىباشند اشتغال و درآمد آنها و كلّ امور مذكور حرام است و از بين بردن صورت و شكل ظاهرى آنها واجب است و در اين خصوص ضمانى ندارد. كسب از طريق آموزش نوازندگى 1784. آيا از لحاظ شرعى نواختن موسيقى و آموزش و فراگيرى آن، شغل و درآمد آن حلال محسوب مىشود؟ ج. اشتغال و كسب درآمد از چنين حرفههايى حرام است. آموزش خوانندگى و نوازندگى 1785. يادگيرى خوانندگى يا نوازندگى موسيقى توسط جوانان و نوجوانان چه حكمى دارد؟ ج. حرام است. اجرت تكثير نوارهاى مبتذل 1786. آيا گرفتن اجرت براى تكثير نوارهاى صوتى كه محتوى امور حرامى هستند، جايز است؟ ج. خير، حرام است. خريد و فروش آلات و وسايل موسيقى 1787. خريد و فروش اسباب مشتركه موسيقى، چه حكمى دارد؟ ج. خريد و فروش آلات لهو، مثل تار و حتى سازهاى كوچك حرام است؛ مگر اين كه منفعت مشروع و حلالى از آن برده شود و معامله براى آن منفعت حلال واقع شود كه بنابر اظهر در اين صورت معامله صحيح است. آلات موسيقى در مجالس اهل بيت ـ عليهمالسّلام ـ 1788. استفاده از طبل، سنج و شيپور در مراسم عزادارى چه حكمى دارد؟ ج. خلاف احتياط است. مصونيت از مفاسد عمل حرام 1789. آيا مىتوان به استناد اين كه از مفسده حرام مثل رقص و قمار و شراب و غنا مصونيت دارم، مرتكب حرام؟ ج. هر عمل حرامى داراى مفسده است، چه فرد آن را درك نمايد و چه متوجه آن نشود؛ بنابراين در هر صورت از چنين اعمال حرامى بايد پرهيز نمود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 13:6 توسط |
|
|
سلام مانكنی كه حجاب را برگزید!!«ماشا الیلیكینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یك هنرپیشه جذاب و یك مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن "گروه رقص و موسیقی فابریك" در روسیه، به بالاترین حد رسید.
اما ماشا همانقدر كه بسرعت در آسمان شهرت و محبوبیت طلوع كرد خیلی زود نیز از صحنه ناپدید شد. این امر نه به دلیل افول ستاره ی بخت وی بود و نه به علت از دست دادن "زیبایی چهره" یا "سحر صدا" ؛ بلكه به این دلیل بود كه: «ماشا مسلمان شد و لباس عفت و ایمان را بر درخشش های كاذب دنیوی ترجیح داد». تفاوت بزرگ او با بسیاری از هنرمندان و خوانندگان دیگری كه اسلام و حجاب را برگزیده اند در این است كه وی در اوج شهرت، زیبایی و طراوت، و در زمانی كه تازه پیشنهادهای اغواكننده به سویش رهسپار شده بود حجاب و عفاف را انتخاب كرد. ماشا الیلیكینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینك حجابی اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می گوید از جلوه های كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختی می كند. آنچه در پی می آید مصاحبه سایت روسی Islsm.ru با این هنرمند مسلمان شده است كه همكاران نسخه روسی سایت ابنا، آن را به فارسی ترجمه كرده اند. خواندن این مصاحبه را به همه خوانندگان توصیه می كنیم مخصوصاً به دختران مسلمانی كه گاه با وسوسه های مختلف و تحت تأثیر زرق و برق های ظاهری تمدن غرب، قدر گوهر وجود خود و نیز قیمت ارزشهایی نظیر حجاب را نمی دانند:
*******************
چطور شد كه تمام موفقیت ها و درخشش های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.در زمانی كه یك خواننده بودی آیا فكر می كردی كه روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی كرد كه روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.آیا راهی كه برای مسلمان شدن طی كردی، مسیری طولانی بود؟ماشا: من دو سال است كه مسلمان شده ام. یك روز مطلع شدم كه یكی از نزدیك ترین دوستانم بر اثر یك حادثه در شهری دیگر به حالت كما رفته است. من نمی دانستم كه چطور می توانم به او كمك كنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ كمك خواستم.روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می دیدم و تو خیلی زیاد به من كمك كردی!» ، من در آن لحظه بسیار گریستم ؛ زیرا برای اولین بار در زندگی ام بود كه چیزی از خدا می خواستم.در حال حاضر به چه كاری مشغولی؟ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می كنم. ضمناً برخی از نت های مجاز شرعی را نیز می نویسم.آیا موسیقی هم گوش می دهی؟ماشا: بله ؛ كارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه كت استیونس" ( كه پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش می كنم.آیا چیزی از قرآن هم آموخته ای؟ آیا آمادگی داری كه زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه كنی؟ماشا: در ابتدا فكر می كردم كه آموختن زبان عربی مشكل باشد ؛ اما آن را شروع كرده ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فكر می كنم كلیدی برای فهم دانش برتر باشد.چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر كسانی كه به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در كنسرت و موسیقی هستند؟ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محكم ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی كاربرد دارند. راه اسلام سعادت بخش است.از اینكه مسلمان شده ای چه احسای داری؟ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم كه مقایسه كنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اكنون با حیات واقعی آشنا شده ام، پس خوشبختم.و چه تفاوتی با قبل داری؟ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول كرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان ها نهاده شده است. من اطمینان دارم كه خداوند به ما تفكر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی كنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی كردن داده است تا به او برسیم.آیا گاهی به موفقیت ها و درآمد سابق خود فكر نمی كنی؟ حسرت آن دوران را نمی خوری؟!ماشا: آن جلوه ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی ارزش و منفور هستند.از اینكه آشكارا خود را مسلمان معرفی می كنی هراس نداری؟ماشا: نه نمی ترسم. برعكس، تكلیف و وظیفه خود می دانم كه دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.از اینكه عكس های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟ماشا: من خودم دوست ندارم به این عكس ها نگاه كنم. اما اشكال ندارد كه مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند كه انسان می تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می تواند توبه كند و با انجام كارهای خوب، تمام سیاهی های گذشته اش را پاك كند، ان شاء الله.اینك چه چیزی از "اسلام" می توانی به دیگران بگویی؟ماشا: اسلام می گوید: «اگر نمی توانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی كن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی های نفست را مهار كنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تكبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر كسی می خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه كند و از فطرت خود مدد بگیرد.چه پیامی برای مسلمانان داری؟ماشا: آرزو می كنم كه كارهای نیك و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه های آنان ببارد.و برای غیر مسلمانان؟ماشا: امیدوارم كسانی كه هنوز به دین اسلام مشرف نشده اند لحظه ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده ای كه چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمی اندیشه كنند.به نقل از وبلاگ دوست عزیز آقای هادی حاجتمند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 13:19 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
مباحث توحیدی مباحث معاد مباحث تاریخی پیرامون نهج البلاغه مباحث نبوت راویان نور(اشنایی باشهدا) شیعه شناسی زندگينامه بزرگان متفرقه |
| نویسندگان |
|
زیارت کربلا سلمان |
|
RSS
|